Design & Developed BY Patira

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 22

موضوع: علم تمرین

  1. #1
    عضو Derby

    تاریخ عضویت
    Feb 2009
    محل سکونت
    زمين فوتبال
    پست مورد علاقه
    همه جا بازي مي كنم جز دروازه
    مربی مورد علاقه
    سر الكس فرگوسن
    بازیکن محبوب
    علي دايي موقع اوجش
    نوشته ها
    135
    تشکر ها
    122
    تشکر شده 729 در 153 پست

    Danger بدن سازی هوازی در فوتبال چیست؟

    بدن سازی در فوتبال همواره از مهم ترین عوامل پایداری در نتیجه گیری یک تیم در طول یک فصل و یا یک تورنومنت بوده است . چه بسا تیم هایی بوده اند که در اوایل فصل نتایج بسیار خوبی را گرفته بوده اند و پس از گذشت زمان و خستگی ناشی از بازیهای بازیکنان روند نتیجه گیری تیم به کلی عوض شده و نتایج بد جایگزین نتیجه های درخشان یک تیم می شود.

    ابتدا با طرح چند برنامه بدن سازی ساده در مقاطع مختلف زمانی در باشگاه های برتر شروع کرده و در ادامه به صحبت درباره بدن سازی هوازی می پردازیم.


    نگاهی به برنامه تمرینی سال پیش برخی از تیم های معتبر


    تمرین هوازی برای فوتبال - تپه نوردی
    نيوكاسل
    هفته نخست: 10 دقيقه تپه هلث پارك؛ بسيار سبك
    هفته دوم: 10 دقيقه تپه هلث پارك؛ سبك
    هفته سوم: 18 دقيقه تپه هلث پارك؛ معمولي
    هفته چهارم: 20 دقيقه تپه هلث پارك؛ با وزنه
    در مجموع 18% تمرينات پيش فصل نيوكال به دستور مشخص بابي رابسون را تمرينات تپه‌اي تشكيل مي‌دهند.هلث پارك مخصوص تمرينات تيم‌هاي كريكت، دووميداني، بسكتبال و فوتبال است و اشخاص غيرحرفه‌اي حق حضور در آن منطقه را ندارند.
    منچستر يونايتد
    هفته نخست: 20 دقيقه تپه دويل تاون؛ بسيار سبك
    هفته دوم: 20 دقيقه تپه دويل تاون؛ سبك
    هفته سوم: 25 دقيقه تپه دويل تاون؛ معمولي
    هفته چهارم: 30 دقيقه تپه دويل تاون؛ با وزنه
    در مجموع 34% تمرينات پيش فصل منچستر يونايتد را تمرينات تپه‌اي تشكيل مي‌دهند. ناحيه دويل تاون يك مكان عمومي است، اما از ديد سر آلكس فرگوسن براي آمادگي جسماني بازيكنانش بسيار عالي و ايده‌آل است.
    بارسلونا
    هفته نخست 10 دقيقه تپه روخا؛ بسيار سبك
    هفته دوم: 15 دقيقه تپه روخا؛ سبك
    هفته سوم: 15 دقيقه تپه روخا؛ معمولي
    هفته چهارم: 20 دقيقه تپه روخا؛ با وزنه سنگين
    در مجموع، 23% تمرينات پيش فصل بارسلوناي اسپانيا را تمرينات تپه‌اي تشكيل مي‌دهند. از ديد فرانك ريكارد، تمرينات تپه‌اي اساس بدن ‌سازي مردان بارسلوناست و هر بازيكني كه در هفته دوم از تمرينات تپه ‌اي شانه خالي كند با جريمه سنگين مالي مواجه خواهد شد. وب سايت بارسلونا حتي تيتر يك خود را به تمرينات تپه‌اي و گزارش لحظه ‌به ‌لحظه آن اختصاص مي‌دهد.
    بايرن مونيخ
    هفته نخست: 5 دقيقه تپه‌هاي مرتفع بن؛ بسيار سبك(همراه با نرمش سنگين و سرعتي) .
    هفته دوم: 10 دقيقه تپه‌هاي مرتفع بن؛ سبك
    هفته سوم: 15 دقيقه تپه‌هاي مرتفع بن؛ معمولي
    هفته چهارم: 15 دقيقه تپه‌هاي مرتفع بن؛ با وزنه
    بايرن مونيخي‌ها چندان به تمرينات تپه‌اي بها نمي‌دهند و در مجموع 14% از تمرينات پيش فصل آنها به اين امر اختصاص داده مي‌شود، اما ضروري و لازم‌الاجراست.
    سوال مهم اين است كه چرا كارشناسان تمرينات تپه‌اي را در پيش برد تيم به‌ سوي موفقيت بسيار حياتي مي‌دانند?
    ديك ادوكات مربي نسبتا موفق هلند كه در نوع خود صاحب كتاب، سبك و مدرك معتبر فيفاست ادعا مي‌كند، تمام مربيگري و هويت فوتبال حرفه‌اي‌اش در تمرينات تپه‌اي خلاصه مي‌گردد. او اعتقاد دارد آمادگي جسماني مردانش مديون تمرينات فشرده و منظم او در تپه‌هاست نه در زمين فوتبال. ادوكات مي‌گويد: اين كار به علم روز دنيا نياز شديد دارد و اگر حساب نشده باشد اثر كاملاً منفي خواهد داشت. از طرفي تمرينات تپه‌اي از ديد كارشناسان فوتبال تركيه‌ 36% در پيشبرد فوتبال اين كشور تاثير داشته‌اند. چرا كه اساسا هر رويه‌اي كه باعث تقويت آمادگي جسماني بازيكنان يك تيم مي‌شود، سراسر سود و منفعت است. به‌خصوص اگر براي آن كار نيازي به صرف هزينه زياد نبوده و طبيعت 100% در آن دخيل باشد. چرا كه جدا از طولاني‌ترين تونل استخواني در ران پاي انسان قوي‌ترين و پرمسئوليت‌ترين ماهيچه‌هاي بدن در ناحيه پا به‌خصوص ناحيه ران پا هستند. از طرفي ساق پاي فوتباليست در حكم مغز متفكر يك شطرنج‌باز است و جدا از استعدادي كه احتمالاً در سلول‌هاي ماهيچه يك فرد نهفته است، نياز شديدي به انرژي وجود دارد. اگر فرد بيمار باشد پيرووات حاصل از گلوكوز در سيتوپلاسم بدون اكسيژن باقي مي‌ماند و وارد ميتوكندري، كارخانه توليد انرژي‌ بدن، نمي‌شود كه اولين تأثير اين امر، توليد الكل و اسيد لاكتيك است. الكل به مرور زمان سبب فراموشي فرد شده و اسيد لاكتيك به‌طور آني باعث خستگي ماهيچه‌اي مي‌گردد. نخستين هدفي كه در تمرينات تپه‌اي با رعايت استانداردها دنبال مي‌شود، عادت دادن ماهيچه‌هاي بدن به مصرف پيرووات و توليد انرژي است كه بايد تحت شرايط سخت نيز تا آنجا كه توان بدن فرد اجازه مي‌دهد، صورت بگيرد. تند دويدن هرگز نمي‌تواند استقامت ماهيچه‌هاي پاي انسان را تضمين كند مگر اين كه در مدت زمان بسيار طولاني صورت بگيرد كه عملا شدني نيست و غيرقابل قبول است. اما تنها 5 دقيقه دويدن آرام در شيب يك تپه در هواي آزاد و پاك، البته پس از گرم شدن بدن، يعني به كار افتادن كارخانه توليد انرژي سلول‌ها، مي‌تواند به اندازه 3 ساعت تمرين با توپ، مثمرثمر باشد. تمرين با توپ و بدون توپ از ديد ماهيچه بدن چندان اهميت ندارد، اما تفاوت مهم اين دو تمرين، به كار افتادن مغز است. چرا كه وجود توپ در تمرينات خودبه‌خود در بدن اضطراب كاذب ايجاد كرده و مغز مجبور به صرف انرژي بيشتري مي‌شود. اما اين انرژي آنقدرها زياد نيست كه به بهاي آن تمرينات بدن توپ را رها كرده و به‌خصوص تمرينات تپه‌اي را نفي كنيم. اصل تمرينات تپه‌اي بر پايه هماهنگي گروهي استوار است به‌ طوري‌ كه رهبر گروه بايد پاي خود را در بهترين مكان فرود آورد تا نفر پشتي درست در همان جا قدم بردارد. سطح مسيري كه بازيكنان در آن مي‌روند بايد پستي و بلندي نسبتا زيادي داشته باشد تا آنها مجبور شوند گاهي پرش داشته و به بدن فشار ناگهاني بياورند و مجبور بشوند آني تصميم بگيرند. اين تصميم ‌گيري‌ هاي آني آنها را كمك مي‌كند تا در زمين فوتبال نيز، بهترين تصميم را در شرايط سخت اتخاذ كنند. تمام بدن يك بازيكن در لحظاتي كه پستي‌ها و بلندي‌هاي يك تپه را پشت سر مي‌گذارد درگير است و در حالت سوزاندن گلوكوز فني شده به انرژي و گرما مي‌باشد. متابوليسم بدن نياز شديدي به شوك‌هاي روزانه دارد تا بتوان بعضا دست به پس‌انداز انرژي بزند. به‌خصوص مهاجمين يك تيم كه معمولا تحرك بيشتري دارند و بايد از قدرت تصميم‌ گيري بالايي برخوردار باشند نياز شديدي به تحمل اين فشارها دارند. نكته مهم در تمرينات تپه‌اي توجه خاص به استخوان هاست. چرا كه زانوهاي بازيكنان در اين تمرينات بسيار آسيب‌پذير نشان مي‌دهند. بازيكنان بايد قبل از انجام تمرينات تپه‌اي به‌طور كامل آموزش ببينند و بدانند كه در هنگام فرودآمدن پا به روي زمين نبايد با تمام قدرت ضربه بزنند بلكه فرم دويدن اصل نخست تمرينات تپه‌اي است. بازيكنان در تمرينات تپه‌اي بيشتر مي‌پرند و پاهاي خود را خيلي كم با زمين متصل نگه مي‌دارند. انجام تمرينات كششي قبل و بعد از تمرينات تپه‌اي بسيار مهم و ضروريست و در غير اين صورت احتمال مي‌رود در هر لحظه و به‌طور ناگهاني، شخص با گرفتگي شديد عضله مواجه شود. تمرينات تپه‌اي مشكلي براي دستگاه عصبي ايجاد نمي‌كنند. فيبرهاي ماهيچه‌اي كارگر در مقياس وسيع براي 90 دقيقه دوندگي بي‌امان به اين تمرينات نياز مبرم دارند. كسي كه در كمترين فاصله، به اشتباه بيشترين نيرو را به كار مي‌بندد هرگز نمي‌تواند 90 دقيقه بدود و مثمرثمر نيز باشد. در تمرينات تپه‌اي يك بازيكن بايد بتواند، 50 متر را در 8 قدم تا 10 قدم بپيمايد بدون اين كه به كف پايش فشار خاصي وارد شود يا نفس‌نفس بزند.
    اثر بي تمريني بر انعطاف پذيري عضلات پشت ران
    نتايج يك پژوهش نشان داد: افزايش زمان بي تمريني باعث افت و ماندگاري انعطاف پذيري عضلات پشت ران يا همسترينگ (hmf) مي شود. آقای غني زاده حصار ، عضو هيات علمي دانشگاه اروميه در پژوهشي كه به بررسي ماندگاري انعطاف پذيري عضلات پشت راني اندام غالب وغيرغالب بعد از يك دوره تمرين كشش( متوالي- متناوب) پرداخته است. مي افزايد: ضرورت دستيابي به شيوه اي كه در كمترين زمان بيشترين انعطاف پذيري را در بافت ايجاد كند، به طوري كه بيشترين ماندگاري را داشته باشد ، از مهمترين مسايل توانبخشي و ورزشي است. در اين پژوهش آمده است: امروزه تمرينات كششي به منظور بهبود انعطاف پذيري بخش مهمي ازهر فعاليت آمادگي جسماني است.




    منبع : سایت های معتبر اینترنتی در زمینه های بدن سازی در ورزش


  2. #2
    عضو Derby

    تاریخ عضویت
    Jan 2009
    محل سکونت
    IRAN
    سن
    26
    بازیکن محبوب
    Totti
    نوشته ها
    233
    تشکر ها
    942
    تشکر شده 744 در 244 پست

    Jadide تمرین ذهنی در فوتبال از دیدگاه اریکسون و ویلی ریلو

    بسمه تعالی

    تمرین ذهنی در فوتبال از دیدگاه اریکسون و ویلی ریلو

    تمرین ذهنی
    تغییر منفی به مثبت
    من به سمت محوطه جریمه حرکت کرده و موقعیت خوبی هم دارم، ولی جایگیری دروازه بان خوب بوده و دفاع راست تیم حریف هم به من نزدیک می شود.در گوشه ای یکی از هم تیمی هایم را می بینم،ولی توسط بازیکن تیم حریف یارگیری شده و تحت فشار است. مغز من یک سوال از من دارد: شوت کنم یا پاس بدهم؟
    من پاس به هم تیمی ام را انتخاب می کنم، ولی آنقدر تحت فشار قرار دارد که هیچ کار مثبتی نمی تواند انجام بدهد. پس از آن فیلم بازی را تماشا کرده و می بینم تنها کار درست در آن لحظه شوت کردن بوده، نه پاس دادن ،ولی در آن لحظه ذهنم قفل کرده و دودل شدم.

    قفل کننده های ذهن خیلی رایج هستند

    اریکسون:من بازیکنانی را دیده ام که در وضعیتهای دشوار و سخت هزاران بار ذهنشان قفل کرده است. می توانید بگویید دقیقا چه اتفاقی برای آنها می افتد؟
    ریلو:چندین دلیل می تواند داشته باشد. ممکن است تنش ذهنی خیلی بالا باشد، که باعث قفل کردن ذهن بازیکن می شود.ممکن است بازیکنان رفتار فرار را از خود بروز داده و یا از اعتماد به نفس پایین رنج ببرند. قفل کننده های اکتسابی در وضعیتهای مشابه می تواند در مواقع و وضعیتهای دیگر بر روی بازیکن تاثیر منفی بگذارد.می توانیم همه این موانع را از طریق تمرین ذهنی برطرف کنیم.
    در وضعیتی که بازیکن به جای اینکه شوت کند، پاس می دهد در حقیقت یک قفل کننده ذهنی را کسب کرده است.این بازیکن قبلا در وضعیتهای مشابه چنین موقعیتی را از دست داده و بنابراین تکرار چنین وضعیتی همراه با ایجاد اظطراب و تکنیک ضعیف در این بازیکن است.به عبارت دیگرمغزش آموخته که چنین وضعیتی دشوار بوده و آنرا به اظطراب مربوط کرده است.
    زمانیکه یک قفل کننده ذهنی، همانند این در بازیکنی ایجاد می شود،چونکه بازیکن افکارش را روی مشکلاتی مانند زیر متمرکز می کند، به سرعت در وی تقویت و تثبیت خواهد شد:
    · "انجام این کار خیلی سخت است".
    · "اگر موفق نشوم چه اتفاقی خواهد افتاد".
    · "این ویژگی بارز من است".
    · "الان نباید موقعیت را خراب کنم".
    این نمونه از قفل کننده ی اکتسابی می تواند در بازیکن طولانی و بادوام شده و هم از لحاظ عقلانی و هم هیجانی به یک مسیر مارپیچ مانند و منفی در وی تبدیل شود.
    اریکسون:آیا یک فکر یا اندیشه می تواند به طور مستقیم بر هیجانات ما تاثیر بگذارد؟
    ریلو: بله،افکار ما احساسات و تصورات ذهنی ما را هدایت کرده ،و پس از آن بر اجرای ما تاثیر می گذارند.در نتیجه،اکثر ورزشکاران مشکلات بی اهمیت و موانع را به خودشان تلقین کرده و از پیشرفت آنها جلوگیری می کند.از طرف دیگر ،می توانیم با انجام تمرین ذهنی و ایجاد یک تفکر نو، منفی را به مثبت تغییر دهیم.
    با آموزش و به کار گیری روش صحیح،می توان با ایجاد یک چشم انداز جدید همه مشکلات بنیادی را رفع کرده و شروعی دوباره داشت.

    با استفاده از تمرین ذهنی، تکنیک و تاکتیکها را سریعتر یاد بگیرید

    اریکسون:تمرین ذهنی دقیقا چه چیزی است؟
    ریلو:تمرین ذهنی به سادگی،هدایت خودکار افکار مثبت،احساسات و تصورات ذهنی به وضعیتهای ویژه ای است که ما بعدا در آن وضعیتها قرار خواهیم گرفت.این بدان معنی است که ما به مغزمان برنامه های ذهنی جدید و مثبت می دهیم.
    ما از اندیشه مان برای دوباره آموزی چیزی که قبلا به طور منفی آموخته شده استفاده می کنیم،به طوریکه آن چیز مثبت شده و مشکل رفع می شود.
    اریکسون:چیزی که شما گفتید این است که ما می توانیم، عملا یک احساس منفی که ارتباط با یک وضعیت خاص دارد را اصلاح کنیم، طوریکه به یک چیز مثبت تبدیل شود. در تمرینات دیده ام که چگونه این کار را انجام می دهید. بنابراین آیا می توانیم از افکار و این نوع تمرین ذهنی برای کنترل تکنیک و همچنین وضعیتهای مختلف در فوتبال استفاده کنیم؟
    ریلو: قطعا چنین چیزی امکان پذیر است. همانطور که می دانید، می توان گفت مغز یک "ضعف"مشخص دارد و آن این است که تمایز بین چیزی که عملا آنرا تجربه کرده اید و چیزی که فقط به آن فکر می کنید،برایش مشکل است.همین ضعف است که به ما این امکان را می دهد، تا بر روی ذهنمان تمرین کنیم.
    از این لحاظ مغز یک عضو کاملا استثنایی در بدن است.مغز افکار و احساسات ما را ذخیره کرده و هم به صورت هوشیارانه و هم نیمه هوشیارانه کل بدن و واکنش های ما را هدایت می کند.به علاوه،تحقیقات و تجربیات عملی نشان داده اند که مغز بدون توجه به محیط چیزها را فرا می گیرد.
    در نتیجه،می توانیم با ایجاد تصویر هایی از اصول تکنیکی و تاکتیکی در ذهنمان، تکنیک و تاکتیکها را تمرین کنیم.می توانیم خیلی راحت روی مبل منزل نشسته،چشمها را بسته و به اصول تکنیکی و تاکتیکی فکر کنیم. با این کار می توانیم چیزهایی را که عملا در تمرینات یاد گرفته ایم با سرعت و قدرت در زمین بازی ارائه کنیم.
    مزیت این تکنیک ذهنی این است که می توانیم در ظرف مدت چند دقیقه چند بار آنرا تکرار کنیم،در حالیکه در زمین فوتبال و در طول مسابقه یا تمرین به ندرت با آن وضعیت مشابه روبرو می شویم.به عبارت دیگر ممکن است در طول بازی فقط یکبار با وضعیتی همانند تک به تک با دروازه بان روبرو شویم،ولی در تمرین ذهنی می توانیم چند بار این وضعیت را در ذهنمان به تصویر بکشیم.
    با ترکیب تمرین ذهنی و عملی می توان به بهترین نتیجه ممکن رسید.(اگر در وضعیتهایی که تحت فشار قرار نداریم تمرین کنیم تاثیر آن زیادتر هم می شود).
    استفاده های زیاد از تمرین ذهنی


    اریکسون:برای چه چیزهای دیگری می توان از تمرین ذهنی استفاده کرد؟

    بازیکن تیم گوتبورگ بیورن بورگ با ریلو در اوایل دهه 1980 تمرین ذهنی می کند

    ریلو:من از تمرین ذهنی برای رسیدن به هدفهای بزرگی همانند زیر استفاده کرده ام:
    · شکستن رکوردهای جهانی.
    · قهرمان شدن در لیگ.
    · یک فوتبالیست حرفه ای شدن.
    · رسیدن به تیم ملی.
    · انتخاب شدن برای رقابتهای جهانی.
    همچنین از تمرین ذهنی برای رفع اضطراب و قفل کردن ذهن استفاده کرده ام،از قبیل:
    · ترس از شکست.
    · ترس از رقیبانی خاص.
    · رفع افکاری همانند:"زمین حریف خوب نیست" یا "امیدوارم در مرحله بعد به منچستر برخورد نکنیم". "تیم برزیل شکست ناپذیر است".
    زمینه سومی که از تمرین ذهنی استفاده کرده ام اصلاح افکار و باورهای منفی بازیکنان و تیم از خودشان بود،افکاری از قبیل: "من در حد و اندازه او نیستم". "ما یک تیم درجه سه هستیم". "هیچ شانسی برای قهرمانی نداریم". "زمانیکه مسابقه حساس است همیشه می بازیم".
    اجازه دهید بازیکنی را که خودم با آن کار کردم و بعدا یکی از بهترین فوتبالیستهای اروپا شد برای شما بیان کنم.قبل از اینکه تمرین ذهنی را با هم شروع کنیم ، درباره وی آنالیزی انجام دادم.به این صورت که از وی خواستم چشمهایش را بسته و تمرکز کند.سپس گفتم تصور کن داری به کوین کیگان(که آن زمان یکی از بهترین بازیکنان اروپا بود) نزدیک می شوی.
    پس از پنج دقیقه تمرکز،از وی خواستم تا افکار،احساسات و تصورات ذهنی خود را در این باره بگوید.گفت که اظطراب داشته و تدافعی فکر می کرده است.

    همچنین گفت شهامت کافی برای روبرو شدن با کیگان را نداشته و تصویر زیر در ذهنش نقش بسته است:
    "اگر چه از نظر هیکل از کیگان بزرگتر بود ولی خودش را خیلی کوچکتر از کیگان دیده است".
    این موضوع نشان می دهد که مغز این بازیکن به درستی برنامه ریزی نشده بود.وقتی که مغز به درستی برنامه ریزی نشود،استفاده از حداکثر توانائیهایمان غیر ممکن است.تا زمانیکه مغز ما یک تصویر ذهنی جدید را نپذیرفته است، به حداکثر بازی خود هرگز نخواهیم رسید.
    ما تمرین ذهنی را با تحریک کردن مغزش به پذیرش آزادانه یک تصویر ذهنی جدید شروع کردیم، که در این تصویر وی همانند مهاجم تیم ملی انگلستان بزرگ،قوی و موثر بود.من
    همه اینها را که جزء برنامه تمرین ذهنی اش بود در یک نوار کاست قرار داده و به وی
    دادم.پس از چند ماه تمرین ذهنی،از آن خلاص شد و توانست در رقابتهای اروپایی از حداکثر توانایی خود استفاده کند.
    نمونه دیگر یکی از مهاجمان اروپا بود که در گل زدن،به خصوص در رقابتهای لیگ،مشکل داشت.مغز او این تصویر ذهنی را پذیرفته بود: "من وارد محوطه جریمه می شوم و در موقعیت تک به تک با دروازه بان تیم حریف هستم.هر قدم که به دروازه و دروازه بان نزدیکتر می شوم،دروازه کوچکتر و کوچکتر شده و دروازه بان بزرگتر و بزرگتر می شود و در نهایت توپ را به خارج از چارچوب می زنم".
    این یک نمونه بارز است که نشان می دهد مغز چگونه می تواند به صورت غلط برنامه ریزی شده و اجازه ندهد بازیکن از حداکثر توانائیش استفاده کند.
    اریکسون:شما از قفل کننده های بسیاری همانند این در ورزشهای مختلف ،جلوگیری کرده اید.می توانید به ما بگویید چگونه این کار را می کنید؟
    ریلو:قبلا به تاثیری که افکار ما می تواند در زندگی ما(چه مثبت و چه منفی)داشته باشد،اشاره کردم. کاری که به وسیله تمرین ذهنی انجام می دهم در حقیقت تغییر تفکر منفی و قدیمی به تفکر نو و مثبت است.تمرین ذهنی بیرون کردن تکانه های منفی آموخته شده و جایگزینی آنها با تکانه های مثبت و نو می باشد.این روش اصلی کار من است.

    اریکسون:چندین سال پیش زمانیکه تاثیر افکار بر روی زندگی افراد را به من گفتید واقعا شگفت زده شدم.می توانید خیلی ساده بگویید چگونه چنین می شود؟
    ریلو: اجازه دهید از این منظر وارد شویم: اندیشه ای که در یک محیط و جو آرام به ذهن شما وارد شده، توسط مغز پذیرفته خواهد شد و بعدا یک تاثیر مثبت خواهد داشت.برعکس اندیشه ای که در یک جو نا آرام به ذهن شما وارد شده به یک قفل کننده ذهن تبدیل خواهد شد و بعدا شما را متوقف خواهد کرد.
    اریکسون:آیا شما اعتقاد دارید که افراد مشکلات را به خودشان تلقین می کنند؟
    ریلو:دقیقا. آیا به خاطر می آورید در مورد "قدرت ذهن" چه چیزی گفتم؟ فکر کردن به مشکلات و سختیها محدودیتها و قفل کننده های ذهن را گسترش می دهد.
    اریکسون: پس اعتقاد دارید افراد می توانند به فرصتها و راه حل مشکلات هم فکر کنند.
    ریلو:جواب بله است.ولی مجبوریم به طور سیستماتیک مدت زمان بیشتری کار کنیم. فقط ملاحظه کنید چگونه بعضی اوقات با خودمان حرف می زنیم.این "گفتگوی درونی" از آنجاییکه بدن ما را کنترل می کند، به طور باور نکردنی برای اجرای ما مهم است.آزمایشی انجام شده که این موضوع را تصدیق می کند.به یک گروه از افراد گفته شد تا آنجا که می توانندحرکت شنا روی زمین را انجام دهند.ولی قبل از اینکه شروع کنند،باید چشمهایشان را بسته و به مدت سه دقیقه بر طبق الگوی زیر با خود صحبت کنند:
    · " دستهایم ضعیف هستند".
    · "بدنم احساس سنگینی می کند".
    · " در فرم بدنی خوبی نیستم".
    پس از سه دقیقه گفتگوی درونی ،اجازه دادم تا حرکت شنا را انجام داده و آنرا بشمارند. یک روز بعد از همان گروه خواستم،نشسته،چشمهایشان را ببندند و تمرکز کنند.این بار گفتگوی درونی آنها عکس دفعه قبل بود:
    · "دستهایم قوی هستند".
    · "بدنم احساس سبکی می کند".
    · "در فرم بدنی عالی قرار دارم".
    از آنها خواستم حرکت شنا را انجام داده و بشمرند. هر باری که این تست را گرفتم،آزمایش شوندگان توانستند در بار دوم نسبت به بار اول تعداد شنای بیشتری بروند و این فقط به دلیل سه دقیقه گفتگوی درونی بود.
    اریکسون: بنابراین می توانیم با تغییر سیستماتیک "گفتگوی درونی" در خود توانایی اجرایمان را بهبود ببخشیم.
    ریلو:دقیقا. یک گفتگوی درونی سیستماتیک به تدریج گفتگوی منفی را بیرون رانده و یک نتیجه مثبت تولید خواهد کرد.
    اریکسون:می توانید نمونه های بیشتری از گفتگوهای درونی مثبت و منفی برای ما بیان کنید؟
    ریلو:یک گفتگوی درونی منفی همانند زیر است:
    · " دوباره دارم اشتباه می کنم".
    · "دیگران از من بهترند".
    · "هرگز مقابل این تیم خوب بازی نمی کنم".
    · "چرا من اینقدر بد شانس هستم".
    · "زمین تیم حریف نامساعد است".
    یک گفتگوی درونی مثبت همانند زیر است:
    · "هر کسی اشتباه می کند،من از این بابت نگران نیستم".
    · "در مقابل هر کسی مقاومت می کنم".
    · "به دیگران اهمیتی نمی دهم،وظیفه خودم را انجام می دهم".
    · "هر کسی می تواند بد شانس باشد،ولی من در مسیر پیشرفت هستم".
    ریلو: یکی از موضوعات مهم این است که چگونه ضمیر نیمه هوشیار می تواند ما را از ارائه حداکثر توانائیهایمان باز بدارد:
    · ما ریشه در نقشها و الگوها داریم.
    · ما منفی فکر کرده و خودمان را محدود می کنیم.
    · ما تدافعی بوده و غالبا یک روشی را که متداول است انتخاب می کنیم.
    · به جای اینکه در اجرا آزاد باشیم،تحت اجبار و زور هستیم.
    · موانع و قفل کننده هایی داریم که ما را در قفس اجرا محبوس می کنند.
    همه اینها می تواند به وسیله تمرین ذهنی تغییر کند.همانطور که قبلا گفتیم،تمرین ذهنی استفاده از ذهن،تمرکز و تصویرهای ذهنی برای دستیابی به واکنش های مثبت است.در نتیجه،مجبور نیستیم برای تغییر واکنش هایمان یک وضعیت را به صورت بدنی در تمرینات تکرار کنیم.با این وجود باید گفت شکستن موانع نیمه هوشیار فرایندی است که احتیاج به زمان دارد.
    این کار همانند تقویت یک عضله است.اگر یک تمرین را به اندازه کافی تکرار کنیم،آن عضله توسعه یافته و قویتر خواهد شد.اگر تفکری را به اندازه کافی تکرار کنیم،مغز توسعه یافته و آن فکر در ذهنمان ریشه افکنده و پایدار خواهد ماند.

    روش تمرین ذهنی

    ابتدا یک آنالیز کوچک انجام دهید:نشسته،چشمها را بسته و به طور کامل تمرکز کنید.اکنون به وضعیتی که می دانید باعث بروز مشکلات در شما شده ، فکر کنید.وقتی می خواهید این کار را کنید ،به ذهنتان اجازه دهید بدون هر گونه کنترل هوشیارانه و کاملا آزادانه فکر کند.تنها کاری که باید انجام دهید یادداشت کردن همه احساسات و افکار منفی است که در ذهنتان به وجود می آید.
    مرحله بعد تغییر واکنش های منفی به مثبت در خودتان است.
    سعی کنید واکنش های مطلوب را پیدا کنید.به عبارت دیگر در چنین وضعیتی دوست دارید چه عکس العملی از خود نشان دهید و آنها را یادداشت کنید.
    اجازه دهید روشهای مختلف تفکر و پاسخدهی در وضعیت مشابه را به شما نشان دهم.قبل از اینکه برنامه تمرینی خودم را شروع کنم،اجازه دهید افکار یک دروازه بان و یک مهاجم
    را قبل و بعد از تمرین ذهنی برای شما بیان کنم.زمانیکه دروازه بان گل می خورد دچار یک عکس العمل منفی خواهد شد.وی از طرف هم تیمی هایش تحت فشار قرار گرفته و تدافعی و هراسان خواهد شد.
    واکنش های منفی وی پس از خوردن گل را می توان به صورت زیر بیان کرد:
    · "من از توپ می ترسم".
    · " از اینکه دیگران چگونه در مورد من فکر می کنند نگران هستم".
    · "نباید دوباره خراب کنم".
    · "از دست خودم عصبانی هستم".
    · "من به خودم ایمان ندارم".
    این دروازه بان در تمرینات ذهنی واکنش های زیر را تمرین می کند:
    · "من احساس آرامش می کنم".
    · "من تهاجمی هستم".
    · "من به خودم ایمان دارم".
    · "شهامت رفتن به سمت توپ را دارم".
    · "اهمیتی نمی دهم که دیگران در مورد من چه فکری می کنند".
    بازیکن مهاجم هر زمان که مدافع حریف پشت سرش قرار می گرفت افکار و احساسات منفی سراغش می آمد.واکنش های وی به شرح زیر است:
    · " احساس خطر می کنم".
    · "احساس نا آرامی می کنم".
    · "حس تدافعی دارم".
    · "من نمی توانم این مسئولیت را بپذیرم".
    · "کنترلم را از دست داده ام".
    · "تکنیک من به اندازه واقعی خودش نیست".
    واکنش هایی که او از به صورت ذهنی بر روی آنها کار کرد به شرح زیر است:
    · "زمانیکه مدافع حریف پشت سرم قرار دارد احساس خوبی دارم".
    · "زمانیکه مدافع حریف پشت سرم قرار دارد احساس دلگرمی و آرامش می کنم".
    · "زمانیکه مدافع حریف پشت سرم قرار دارد احساس قدرت می کنم".
    · "می توانم از حداکثر تکنیک خودم برای غافلگیر کردن مدافع پشت سرم استفاده کنم"
    برای تمرین،روشهای خودم را در قالب یک برنامه تمرینی تنظیم می کنم.در جدولهای زیر نمونه هایی را که با فوتبالیستهای مختلف کار کرده ام،برای شما خواهم گفت.همانطور که قبلا
    گفتم،هدف برنامه تمرین ذهنی من جایگزین کردن واکنش های مثبت به جای واکنشهای منفی است که قبلا آموخته شده است.این کار را با کنترل افکار درگیر انجام می دهم.

    ادامه دارد...........


    با تشکر
    مجتبی المیری دانشجوی کارشناسی ارشد تربیت بدنی
    منبع : [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

  3. 9 کاربر از پست مفید Gladiature_Roma تشکر کرده اند .


  4. #3
    عضو Derby

    تاریخ عضویت
    Jun 2009
    مربی مورد علاقه
    كاپلو و فرگوسن
    بازیکن محبوب
    استاد ديويد بكام
    نوشته ها
    38
    تشکر ها
    43
    تشکر شده 232 در 40 پست

    Newww تاريخچه جام كنفدراسيونها از ابتدا تا حال



    رقابت‌های جام کنفدراسیون‌ها از سال 1997 به این نام خوانده شد، اما سابقه آن به دهه 80 برمی‌گردد، زمانی که برندگان تورنمنت‌های مختلف گرد هم می‌آمدند و با هم بازی می‌کردند تا قهرمان نهایی مشخص شود. نطفه جام در سال 1980 بسته شد. در آن هنگام برندگان چند دوره از جام‌های جهانی در اروگوئه جمع شدند تا پنجاهمین سالگرد اولین دوره جام جهانی را جشن بگیرند. اما تنها در سال 1997 بود که فیفا این رقابت‌ها را تحت پوشش خود قرار داد و فاصله بین هر دو دوره را دو سال تعیین کرد.

    طبق دستور فیفا، قرار بر این شد که قهرمان‌های کنفدراسیون‌های مختلف در این جام به مصاف هم بروند. از سال 2001، این تورنمنت تبدیل به صحنه‌ای برای تمرین جام جهانی تبدیل شد و وقتی فاصله دو دوره به چهار سال افزایش یافت، این موضوع تبدیل به فاکتوری مهم گشت. به این ترتیب تیم میزبان جام جهانی جام کنفدراسیون‌ها را برگزار می‌کند تا آماده برگزاری جام جهانی شود. بسیاری تلاش دارند قهرمان جام جهانی را از روی موفقیت یا ناکامی تیم‌ها در جام کنفدراسیون‌ها پیش‌بینی کنند، اما این جام به ندرت نشان‌دهنده آن چیزی بوده که 12 ماه بعد قرار بوده روی دهد. هدف این تورنمنت گرد هم آوردن موفق‌ترین تیم‌های سال‌های اخیر بوده است تا بزرگ‌ترین نام‌های دنیای فوتبال در آن جمع شوند. اما اغلب این گونه نمی‌شود و تیم‌های بزرگ‌تر آن را فرصتی برای تجربه‌اندوزی و بازی دادن به بازیکنان کمتر به میدان رفته می‌پندارند. این تورنمنت فرصتی برای کشورهای کوچک‌تر هم هست که بتوانند فراتر از وزن واقعی خود بدرخشند. مثلا استرالیا در فینال جام 1997 حاضر شد و چهار سال بعد با شکست فرانسه و برزیل باعث شگفتی همگان گشت.

    این جام همچنین مفیدترین تمرین برای میزبان جام جهانی است که تجربه بازی به دست آورد. پیش از این، میزبانان که حضورشان در جام جهانی قطعی بود، مجبور بودند برای آماده‌سازی خود را به چند بازی دوستانه محدود سازند. این جام قرار بود تورنمنت جایی برای تعیین نهایی بهترین تیم ملی دنیا باشد، اما نتوانسته به این عنوان دست یابد و بیشتر تبدیل به تورنمنتی دوستانه و مجلل شده است. بسیاری از تیم‌ها هم از حق خود برای حضور در این رقابت‌ها چشم‌پوشی کرده‌اند. آلمان در سال‌های 97 و 2003 از حضور در جام گذشت و در سال 1999 هم فرانسه از حضور در آن انصراف داد تا جلوه جام کاهش یابد. با این وجود چندین دیدار جذاب در این جام برگزار شده. فینال سال 1999 نمونه خوبی است که در آن مکزیک با نتیجه چهار بر سه برزیل را شکست داد؛ این بازی در خاطره‌ها می‌ماند. همچنین در سال‌های 1997 و 2005، برزیل که فرم عالی خود را برای این تورنمنت نگاه داشته بود نمایش‌هایی دیدنی داشت.

    این تورنمنت داغ مرگ مارک ویوین فوئه، هافبک تیم ملی کامرون را هم بر پیشانی خود می‌بیند. آن تراژدی در سال 2003 اتفاق افتاد و بازیکن سابق وستهم، منچسترسیتی و المپیک لیون در بازی نیمه‌نهایی مقابل کلمبیا به زمین افتاد و جان داد. فرانسه و کامرون فینال را برگزار کردند، در حالی که دوستان و هم‌بازی‌های فوئه در هر دو سوی فینال حضور داشتند. تورنمنت پایانی احساسی پیدا می‌کرد و بعد از پیروزی یک بر صفر فرانسه، دو تیم برای احترام به فوئه جشن شادی را با هم برگزار می‌کردند. کمتر تورنمنت فیفا بوده که گذشته‌ای چنین درهم‌پیچیده داشته باشد.

    اولین دوره در سال 1980 برگزار شد. مسابقات حذفی بود و موندیالیتو نام گرفته بود. در آن رقابت‌ها پنج برنده جام جهانی حاضر بودند، هر چند که انگلیس از این رقابت‌ها انصراف داده بود و جای این تیم را هلند گرفته بود. در آن دیدارها، سرانجام اروگوئه با پیروزی مقابل برزیل قهرمان شد و همین نشان داد که پیروزی در این جام الزاما یک تیم را بهترین جهان نمی‌سازد. در سال‌های 1985 و 1993 رقابت‌هایی برگزار شد که در آن برندگان کوپا آمه‌ریکا و قهرمانان رقابت‌های اروپایی با هم بازی می‌کردند. این جام در همان دو دوره برگزار شد و نام آرتمیو فرانکی، رییس سابق یوفا بر آن نهاده شد. در سال 1992 رقابت‌هایی با نام جام سلطان فهد در عربستان سعودی برگزار شد و در سال 1995 قرار بر این شد که جام‌های آرتمیو فرانکی و شاه فهد با هم ادغام گردند. در جام سلطان فهد در سال 1992 آرژانتین قهرمان دنیا شد. سه سال بعد، تیم‌های شرکت‌کننده در جام از چهار به شش افزایش یافتند و این بار دانمارک عنوان قهرمانی را به دست آورد.

    در سال 1997 فیفا تصمیم گرفت به رقابت‌ها شکلی رسمی دهد و اولین دوره آن را هم در عربستان سعودی برگزار کرد. در این دوره هشت تیم حضور داشتند و برزیل که بهترین تاریخ جام را داشت با نمایش‌هایی بی‌نظیر قهرمان شد. در آن تیم کهنه‌کارهایی از تیم قهرمان جهان در سال 1994 مانند روماریو، دونگا و کافو، در کنار ستاره‌های رو به رشدی مثل دنیلسون و رونالدو حضور داشتند. آنها در مرحله گروهی به استرالیا باختند اما در فینال انتقام گرفتند و شش بر صفر استرالیا را بردند. برزیل دو سال بعد هم در فینال حضور داشت. تورنمنت برای اولین بار در خاورمیانه برگزار نمی‌شد و به مکزیک منتقل شده بود. تیم میزبان فوق‌العاده بود و در فینالی به یاد ماندنی برزیل را چهار بر سه شکست داد.

    در سال 2001، برای اولین بار از جام کنفدراسیون‌ها به عنوان تمرین جام جهانی استفاده شد و کره و ژاپن میزبانی آن را به عهده گرفتند. فرانسه این بار قهرمان شد تا مشخص شود تیمی که در این جام می‌درخشد لزوما در جام جهانی موفق نخواهد بود. 12 ماه بعد، آبی‌ها بدون به ثمر رساندن حتی یک گل از جام جهانی حذف شدند. برزیل در جام کنفدراسیون‌ها عملکرد خوبی نداشت ولی سرانجام در جام جهانی قهرمان شد. دو دوره بعدی این رقابت‌ها در اروپا برگزار شد. فرانسه در سال 2003 میزبان بود و با وجود خاطراتی که از صحنه‌های دلخراش آن دیدار نیمه‌نهایی بین کامرون و کلمبیا در اذهان مانده، بازی‌های جذاب و لذت‌بخشی برگزار شد و گل‌هایی دیدنی به ثمر رسید. دو سال بعد میزبانی به آلمان رسید که قرار بود جام جهانی را هم برگزار کند. آلمان سعی داشت در این رقابت‌ها خود را ثابت کند، اما تیم‌های برزیل و آرژانتین از آمریکای جنوبی تیتر یک روزنامه‌ها را از آن خود ساختند. این دو تیم در شبی که رگباری سیل‌آسا در فرانکفورت می‌بارید فینال را برگزار کردند و برزیل با نتیجه چهار بر یک پیروز شد تا شکستی که چند هفته قبل در مرحله مقدماتی جام جهانی از رقیب همیشگی خورده بود را جبران نماید. اغلب تیم‌های حاضر در این دوره هجومی بازی می‌کردند چون حذف از این رقابت‌ها برایشان چندان مهم نبود. به این ترتیب بود که در هر دیدار این تورنمنت به طور میانگین 5/3 گل به ثمر رسید.

    طرفداران و کارشناسان امیدوارند که تورنمت 2009 آفریقای جنوبی هم مانند دوره‌های پیشین باشد. تیم‌هایی مانند اسپانیا و عراق برای اولین بار در این دوره حضور دارند و روشن است که پیش‌درآمدی جذاب از آن چه در سال 2010 روی خواهد داد را می‌بینیم




    منبع: Goal.com
    King Of Free Kicks
    David Robert Joseph BECKHAM

  5. 4 کاربر از پست مفید David Beckham تشکر کرده اند .


  6. #4
    عضو Derby

    تاریخ عضویت
    May 2009
    محل سکونت
    Under The GOD,s Sky
    پست مورد علاقه
    striker
    مربی مورد علاقه
    Guus Hiddink ♥ José Mourinho ♥ Roberto Di Matteo
    بازیکن محبوب
    King Didier Drogba ♥ All Chelsea Players ♥ Specially Frank Lampard And John Terry
    اسم واقعی شما
    Farid

    EnglandChelsea

    نوشته ها
    452
    تشکر ها
    732
    تشکر شده 1,555 در 429 پست

    پیش فرض تاریخچه جام ملت‌های اروپا در یک نگاه



    جام ملت‌های اروپا به مراتب جوان‌تر از مسابقات جام جهانی است. در سال ۱۹۳۰ بود که اولین دوره از مسابقات قهرمانی جهان برگزار شد و در سال ۱۹۶۰برای اولین بار تورنمنتی کوچک برای پیدا کردن قهرمان اروپا صورت گرفت.
    کشورهای بزرگ اروپا از جمله آلمان و انگلیس در آن زمان با توجه به بودن مسابقات قهرمانی جهان جذابیت چندانی در برگزاری مسابقاتی ویژه اروپا نمی‌دیدند. برای نمونه در اولین دوره بازی‌ها در سال ۱۹۶۰، تنها ۱۷ تیم از ۳۳ کشور ممکن، آماده شرکت در این رقابت‌ها بودند.
    صحنه‌ای از دیدار نیمه‌نهایی جام ۱۹۶۰ میان شوروی و چکسلواکیتمایل حضور در چنین مسابقاتی، در دوره‌های اول، بیش از همه در بین کشورهای بلوک شرق سابق محسوس بود که می‌کوشیدند از طریق کسب موفقیت‌های ورزشی، در صحنه سیاسی دنیا نیز پررنگ‌تر ظاهر شوند و نامشان در صف کشورهای مطرح دنیا قرار گیرد. البته نقش و محبوبیت جام ملت‌های اروپا به مرور زمان تغییر کرد.
    تا سال ۱۹۸۰ وضع بر این قرار بود که تورنمنت دور پایانی با حضور فقط چهار تیم در کشوری میزبان برگزار می‌شد که خود نیز یکی از این چهار تیم بود. در چارچوب این مینی تورنمنت تنها دو دیدار نیمه نهایی و یک دیدار فینال انجام می‌گرفت. این چهار تیم هم در پیکارهایی مقدماتی تعیین می‌شدند که بازی‌های گروهی و در پی آن، دیدارهای رفت و برگشت یک چهارم نهایی را در بر می‌گرفت.
    دوره‌های ۱۹۶۰ تا ۱۹۶۸ و آغازی دشوار
    در سال ۱۹۶۰ فرانسه میزبان بازی‌ها بود، اما بعد از شکست در مرحله نیمه‌نهایی و ناکامی ۲ بر صفر در برابر چکسلواکی در دیدار بر سر مقام سوم، انتظارات تماشاگران خود را برآورده نساخت. قهرمانی اولین دوره مسابقات جام ملت‌های اروپا نصیب شوروی سابق شد که چهار سال بعد (۱۹۶۴) هم در فینال بازیها حضور داشت، اما در آنجا مغلوب اسپانیا شد.
    پیروزی ۲ بر یک اسپانیا بر شوروی در فینال سال ۱۹۶۴میزبانی جام ۱۹۶۸ را ایتالیا برعهده داشت و خود هم سرآخر عنوان قهرمانی را به دست آورد، البته با بخت و اقبال فراوان. ایتالیایی‌ها در دیدار نیمه‌نهایی به مصاف شوروی سابق رفتند که حاصل بازی بعد از وقت قانونی و وقت اضافی صفر بر صفر بود.
    در آن دوران از ضربات پنالتی خبری نبود و برنده دیدارهای نیمه‌نهایی در چنین مواردی به حکم قرعه مشخص می‌شد. قرعه پیروزی هم به اسم ایتالیا خورد و میزبان بازی‌ها در فینال رویاروی یوگسلاوی قرار گرفت. این دیدار بعد از وقت قانونی و اضافی با نتیجه تساوی یک بر یک به پایان رسید. البته در فینال دیگر از قرعه و قرعه‌کشی خبری نبود و در صورت تساوی، بازی باید تکرار می‌شد. در دومین بازی فینال ایتالیا موفق شد، یوگسلاوی را ۲ بر صفر شکست دهد.
    جام ۱۹۷۲ بلژیک و ظهور غولی به نام آلمان
    دهه هفتاد میلادی را می‌توان دهه طلایی فوتبال آلمان دانست. آلمان‌ها در این دهه چه در مسابقات جام جهانی و جام ملت‌های اروپا و چه در رقابت‌های باشگاهی در اروپا، نقشی برجسته ایفا کردند. در جام ملت‌های اروپا که در بلژیک برگزار شد، آلمان‌ها تیمی را روانه میدان کردند که بسیاری آن را بهترین تیم ملی تاریخ فوتبال این کشور می‌دانند.
    گونتر نتزر (پا به توپ) یکی از نوابغ فوتبال آلمان در دهه هفتاد میلادیستاره بزرگ آن دوران فرانتس "بکن‌باوئر" ، یگانه قیصر دنیای فوتبال بود که در کنارش چهره‌هایی درخشان چون "سپ مایر" ، "گونتر نتزر" و "گرد مولر" حضور داشتند. در آن دوره بود که ملی‌پوشان آلمان به یک پیروزی بزرگ تاریخی دست یافتند و در چارچوب بازی‌های مقدماتی برای نخستین بار توانستند تیم ملی انگلیس را در استادیوم تسخیرناپذیر "ویمبلی" لندن ۳ بر یک شکست دهند.
    تیم ملی فوتبال آلمان در آن دوره، بلژیک میزبان بازی‌ها را در دور نیمه‌نهایی ۲ بر یک مغلوب کرد و در بازی فینال ۳ بر صفر شوروی را در هم کوبید. گرد مولر که به بمب‌افکن تیم ملی آلمان مشهور بود، در دو بازی ۴ گل به ثمر رساند و آقای گل شد.
    جام ۱۹۷۶ یوگسلاوی و تولد ضربات پنالتی
    نخستین باری که فدراسیون فوتبال اروپا تصمیم گرفت، برنده یک دیدار را در صورت تساوی دو تیم بعد از ۱۲۰ دقیقه بازی، از طریق ضربات پنالتی مشخص کند، در جام ۱۹۷۶ یوگسلاوی بود. آلمان‌ها که سال ۷۲ قهرمان اروپا و ۷۴ قهرمان جهان شده بودند، در دیدار فینال به مصاف چکسلواکی رفتند. این دیدار بعد از تساوی ۲ بر ۲ در وقت قانونی و وقت اضافی به پنالتی کشیده شد.


    ناکامی هوینس در به ثمر رساندن ضربه پنالتی در برابر چکسلواکی در فینال ۱۹۷۶در حالی‌که بازیکنان چکسلواکی همگی ضربه‌های خود را به ثمر رساندند، اولی هوینس، مدیر ورزشی فعلی باشگاه صاحب‌نام بایرن مونیخ و یکی از بازیکنان مهم تیم ملی آلمان در آن زمان، توپ را به آسمان بلگراد فرستاد و آرزوی آلمان به دفاع از عنوان قهرمانی را بر باد داد.
    در دوره‌هایی که از آنها سخن به میان آمد، ساختار رقابت‌های جام ملت‌ها کم و بیش ثابت ملند. به مرور زمان کشورهای بیشتری تصمیم گرفتند که وارد گود شوند و از این رو شمار تیمهای شرکت‌کننده در دور مقدماتی افزایش یافت، اما با وجود این، تورنمنت نهایی کماکان از دو بازی نیمه نهایی و یک بازی فینال تشکیل شده بود. به همین علت بود که فدراسیون فوتبال اروپا بعد از گذشت چند دوره تصمیم گرفت که با تغییر ساختار بازی‌ها، به جذابیت این جام بیافزاید.
    جام ۱۹۸۰ ایتالیا و نخستین تغییر اساسی
    ملی‌پوشان آلمان، قهرمان دوره ۱۹۸۰ ایتالیااولین بار در مسابقات ۱۹۸۰ در ایتالیا بود که هشت تیم در دور نهایی شرکت داشتند که در دو گروه تقسیم شده بودند. تیم‌های اول هر گروه مستقیم به فینال صعود می‌کردند و دو تیم دوم هر گروه بر سر کسب مقام سوم، به مصاف هم می‌رفتند.
    در آن دوره، تیم ملی آلمان با دو برد در مقابل چکسلواکی و هلند و یک تساوی در برابر یونان، به‌عنوان سرگروه به فینال صعود کرد و در بازی نهایی هم با پیروزی ۲ بر یک بر بلژیک، برای دومین بار به‌عنوان قهرمانی اروپا دست یافت.
    از جمله ستارگانی که در این موفقیت مهم سهیم بود، می‌توان از "کارل هاینس رومنیگه" نام برد و همچنین از "هورست هروبش" که به "هیولای سرزنی" شهرت داشت و "برند شوستر" که به "فرشته موطلایی" معروف بود. ناگفته نماند که ۶ بازیکن تیم منتخب آن دوره از مسابقات، آلمانی بودند.
    جام ۱۹۸۴ فرانسه و برگزاری جشنی بزرگ
    جام ملت‌های اروپا در سال ۱۹۸۴ را باید نقطه عطفی در این بازی‌ها دانست. در آن سال فرانسه میزبانی برگزاری هفتمین دوره را برعهده داشت و نه تنها به بهترین وجه از عهده انجام این وظیفه بر آمد، بلکه با کسب عنوان قهرمانی، شور و شادی فرانسویان را چند چندان کرد.
    میشل پلاتینی با ۹ گل آقای گل جام ۱۹۸۴در این دوره، برخلاف دوره قبل، مرحله نیمه‌نهایی هم در دستور کار گنجانده شده بود. دیگر این‌گونه نبود که دو تیم سرگروه مستقیما به فینال راه پیدا کنند. طبیعی است که با اضافه شدن مرحله نیمه‌نهایی، هیجان و جذابیت مسابقات هم بیشتر شد.
    فرانسه در آن سال بیش از همه از وجود یکی از نوابغ بزرگ عالم فوتبال بهره می‌برد، اعجوبه‌ای به نام "میشل پلاتینی" که در طی ۵ بازی ۹ گل به ثمر رساند و نه تنها آقای گل مسابقات شد، بلکه رکوردی به جا گذاشت که بعید می‌رسد روزی شکسته شود. از آن گذشته پلاتینی توانست در دیدار تیمش در برابر یوگسلاوی در طول یک نیمه سه گل به ثمر برساند و در این عرصه هم رکوردی بر پا کند.
    دوره‌های بعد هم که در سال‌های ۱۹۸۸ و ۱۹۹۲، به ترتیب در آلمان و سوئد برگزار شدند، حال و هوایی مشابه داشتند.
    جام ۱۹۸۸ آلمان و غفلتی سرنوشت ساز در دوئل بزرگ
    در سال ۱۹۸۸ برای اولین بارمیزبانی برگزاری جام ملت‌های اروپا به آلمان واگذار شد و طبیعی است که سطح توقع مردم این کشور از تیم ملی هم بالا بود.
    ملی‌پوشان آلمان مرحله گروهی را با دو پیروزی در برابر دانمارک و اسپانیا و یک تساوی در مقابل ایتالیا، پشت سر گذاشتند و به‌عنوان سرگروه راهی نیمه‌نهایی شدند. حریف آلمان در این مرحله هلند بود. بازی‌های بین هلند و آلمان همیشه پرهیجان و جنجالی بوده‌اند. این امر دست کم تا اندازه‌ای، ریشه در تاریخ و اشغال هلند توسط ارتش نازی در جنگ جهانی دوم دارد.
    تیم ملی فوتبال هلند در این دوره ستاره‌های زیادی داشت که البته نقش دو چهره از دیگران برجسته‌تر بود: "رود خولیت" (گولیت) هافبک و کارگردان بازی نارنجی‌پوش‌های هلند و "مارکو فان باستن" ، مهاجم مهارنشدنی این تیم که در حال حاضر خود سرمربی‌گری هلند را برعهده دارد.
    رونالد کومان (چپ) و رودی فولر در پیکار جنجالی هلند و فرانسهدر دقیقه ۵۵ دیدار نیمه نهایی جام ۸۸ میان آلمان و هلند، "لوتار ماتئوس" از نقطه پنالتی گل اول آلمان‌ها را زد و در دقیقه ۷۴ هم رونالد کومان با به ثمر رساندن ضربه پنالتی برای هلند، بازی را به تساوی کشاند.
    نبرد آلمان و هلند در آن زمان، دوئل دو بازیکن هم بود: یورگن کوهلر، مدافع میانی آلمان و مارکو فان باستن، مهاجم هلند. در سال ۱۹۸۸بخت با هلند یار بود؛ فان باستن از یک غفلت کوچک کوهلر سود جست و دو دقیقه مانده به پایان بازی، گل پیروزی را برای هلند به ثمر رساند. این موفقیت در عین حال انتقام شکست ۲ بر یک هلند از آلمان در جام جهانی ۱۹۷۴ هم بود.
    البته شماری از بازیکنان هلند بعد از خاتمه دیدار، رفتار ناشایستی از خود نشان دادند، از جمله رونالد کومان. در آن زمان هم حریفان پس از بازی پیراهن‌های خود را به یادگار رد و بدل می‌کردند و جناب کومان با پیراهن یکی از بازیکان آلمان، در وسط زمین به ظاهر همان کاری را کرد که انسان‌های متمدن با کاغد توالت می‌کنند. خلاصه این صحنه سر و صدای زیادی به پا کرد.
    در دیدار فینال آن دوره، ملی‌پوشان هلند با برتری کوبنده‌ای، شوروی را ۲ بر صفر شکست دادند و برای اولین بار به عنوان قهرمانی اروپا دست یافتند. ناگفته نماند که مارکو فان باستن، ستاره آن دوره نیز، با ۵ گل، آقای گل بازی‌ها شد.
    جام ۱۹۹۲ سوئد و موفقیت غافلگیرکننده دانمارک
    مسابقات فوتبال قهرمانی اروپا در سال ۱۹۹۲ که در سوئد برگزار گردید، از یک لحاظ تاریخی شد. با توجه به جنگ بالکان و فروپاشی یوگسلاوی سابق، این کشور که دور مقدماتی را با موفقیت پشت سر گذاشته بود، از حضور در دور نهایی محروم ماند و جای یوگسلاوی را در این پیکارها دانمارک گرفت.
    جام ۱۹۹۲ و فاتحی به نام دانمارکبازیکنان دانمارک که با خیال خوش و آسودگی خاطر ایام مرخصی و استراحت را می‌گذراندند، از طرف فدراسیون فوتبال کشورشان بسیج شدند که چمدان‌های خود را ببندند و عازم میدان مبارزه شوند.
    ملی‌پوشان دانمارک که برخلاف تیم‌های دیگر، فرصت چندانی برای تدارکات، آماده‌سازی و انجام دیدارهای آزمایشی نداشتند، بی غل و غش قدم به میدان گذاشتند، با کمی بخت و اقبال و پس از موفقیت‌های دور از انتظار در مرحله گروهی، نخست تیم ملی هلند، مدافع عنوان قهرمانی را در مرحله نیمه‌نهایی در ضربات پنالتی مغلوب کردند و سپس تیم ملی فوتبال آلمان، قهرمان جهان در آن زمان را در بازی فینال ۲ بر صفر به زانو درآوردند. در آن دوره، انتظار همه چیز می‌رفت، جز قرار گرفتن دانمارکی‌ها در نوک قله فوتبال اروپا.
    جام ۱۹۹۶ انگلیس و شروع فصلی تازه
    دومین تحول اساسی در جام ملت‌های اروپا بعد از فروپاشی شوروی سابق و به‌وجود آمدن جمهوری‌های ریز و درشت صورت گرفت. با توجه به افزایش ناگهانی تعداد کشورهای اروپایی و فدراسیون‌های فوتبال در اروپا، تصمیم گرفته شد که در جام ۱۹۹۶ انگلیس، شمار تیم‌های شرکت کننده در دور نهایی از ۸ تیم به ۱۶ تیم افزایش پیدا کند: چهار گروه چهار تیمی که دو تیم اول و دوم از آن به مرحله یک‌چهارم نهایی راه می‌یابند.
    برندگان این مرحله به نیمه‌نهایی می‌رسند و برندگان نیمه‌نهایی هم در دیدار پایانی برای کسب عنوان قهرمانی اروپا به مصاف هم می‌روند. یک نوآوری دیگر این دوره، گل طلایی بود که در وقت اضافی برنده مسابقه را تعیین می‌کرد، یعنی اگر در وقت اضافی، تیمی گل برتری را به ثمر می‌رسند، بازی در همان لحظه به پایان می‌رسید و تکلیف برنده هم مشخص می‌شد.
    اولیور بیرهوف و اولین گل طلایی تاریخ جام ملت‌های اروپاآخرین پیروزی بزرگ انگلیس، میزبان بازی‌های ۹۶، به سی سال پیش از آن برمی‌گشت: کسب عنوان قهرمانی جهان در سال ۱۹۶۶. این سالگرد، موقعیت و مناسبتی نیک بود برای تکرار موفقیت پیشین. همه چیز برای تیم ملی انگلیس خوب پیش رفت تا مرحله نیمه‌نهایی که این تیم در مقابل آلمان قرار گرفت.
    انگلیسی‌ها که در جام جهانی ۱۹۹۰ ایتالیا در مرحله نیمه‌نهایی در ضربات پنالتی از آلما‌ن‌ها شکست خورده بودند، این بار نیز در ضربات پنالتی تسلیم ملی‌پوشان آلمان شدند. خلاصه آلمان و پنالتی بدل شده‌اند به کابوس لاعلاج، یا دست کم سخت‌علاج انگلیس. فینال جام ملت‌های اروپا در سال ۱۹۹۶ بین آلمان و جمهوری چک برگزار شد که با پیروزی ۲ بر یک آلمان خاتمه یافت. ناگفته نماند که "الیوور بیرهوف" ، مهاجم آلمان در این دیدار اولین گل طلایی تاریخ فوتبال را به ثمر رساند.
    جام ۲۰۰۰ بلژیک و هلند و سقوط فوتبال آلمان
    جام ملت‌های اروپا در سال ۲۰۰۰ از لحاظ شمار تیم‌های شرکت کننده تفاوتی با دوره پیشین نداشت، اما یک نوآوری بزرگ را دربرمی‌گرفت و آن این‌که برای نخستین بار میزبانی برگزاری مسابقات را دو کشور به‌طور مشترک برعهده داشتند: بلژیک و هلند.
    تیم ملی فوتبال آلمان، مدافع عنوان قهرمانی اروپا که ستاره‌اش در جام جهانی ۹۸ فرانسه رو به افول گذاشته بود، تلخ‌‌ترین دوره‌اش را تجربه کرد. آلمان‌ها در مرحله گروهی، با یک تساوی و دو شکست در قعر جدول قرار گرفتند. روزنامه جنجالی «بیلد» در پی این ناکامی بی‌سابقه، در صفحه اول با تیتر درشت خطاب به ملی پوش‌های آلمان نوشت: «شما خل و چل‌های فوتبال اروپا هستید و باعث شرم و خجالت آلمان!»
    نبرد زیدان (راست) و دل پیئرو، ستارگان فرانسه و ایتالیا در فینال جام ۲۰۰۰در حالی‌که ستاره فوتبال آلمان به‌شدت رو به خاموشی گذارده بود، درخشش ستاره یک تیم دیگر اروپا روز به روز بیشتر می‌شد: تیم ملی فرانسه که در سال ۱۹۹۸ در خانه خود، عنوان قهرمانی جهان را کسب کرده و آن دوران، فوتبال جذاب و مدرنی را به نمایش گذاشته بود.


    در آن دوره از بازی‌ها، تیم ملی بلژیک، یکی از دو میزبان مسابقات، در همان مرحله گروهی حذف شد. در مقابل، میزبان دیگر، یعنی هلند، بازی‌های خوبی نشان داد و اگر شانس بیشتری داشت، در مرحله نیمه‌نهایی در ضربات پنالتی مغلوب ایتالیا نمی‌شد.
    لاجوردی‌های ایتالیا که بعد از ۳۲ سال بوی قهرمانی به مشام‌شان خورده بود، در دیدار فینال به مصاف فرانسه، قهرمان جهان رفتند و لحظاتی پیش از پایان بازی یک بر صفر از فرانسه جلو بودند که "ویلتورد" ، بازیکن تازه نفس فرانسه گل تساوی را به ثمر رساند و بازی با وقت اضافی کشیده شد. در وقت اضافی نیز "داوید ترزگه" ، مهاجم تیم ملی فرانسه، با زدن گل طلایی کار ایتالیا را یک‌سره کرد و باعث تداوم طلسم قهرمانی اروپا برای لاجوردی‌ها شد.
    جام ۲۰۰۴ پرتغال و رستاخیز یونان
    جام ملت‌های اروپا در سال ۲۰۰۴ با یک ضربه غافلگیر کننده آغاز گردید. تیم ملی فوتبال یونان که بعد از ۲۴ سال برای دومین بار توانسته بود در دور نهایی رقابت‌های جام ملت‌های اروپا حضور پیدا کند، در همان دیدار افتتاحیه اولین ضربه غافلگیرکننده را وارد کرد و ۲ بر یک پرتغال، میزبان بازی‌ها، را که برای عنوان قهرمانی دندان تیز کرده بود، شکست داد.
    رهاگل و یونانی‌ها بر نوک قله فوتبال اروپا در جام ۲۰۰۴ملی‌پوشان یونان که با یک تساوی در برابر اسپانیا و یک شکست در مقابل روسیه، در گروه‌شان دوم شده بودند، در مرحله یک چهارم نهایی به مصاف فرانسه، مدافع عنوان قهرمانی رفتند و یک بر صفر از سد حریف‌شان گذشتند.
    یونانی‌ها در نیمه‌نهایی هم کار ملی‌پوشان جمهوری چک را یک‌سره کردن و در بازی فینال رویاروی تیمی قرار گرفتند که در نخستین بازی ۲ بر یک آن را شکست داده بودند: پرتغال میزبان بازی‌ها. اگر چه پرتغالی‌ها تشنه انتقام بودند، اما بعد از ۹۰ دقیقه هم‌چنان تشنه ماندند، چرا که "کاریستئاس" ، یکی از ستارگان یونان در آن دوره، با تک گل خود ناممکن را ممکن ساخت و کشورش را برای اولین بار به‌عنوان قهرمانی اروپا رساند.
    جام ۲۰۰۸ اتریش و سوئیس
    در دوره ۲۰۰۸ دو کشور به طور مشترک میزبانی برگزاری مسابقات جام ملت‌های اروپا را بر عهده دارند: اتریش و سوئیس. این‌بار هم ۱۶ تیم در ۴ گروه تقسیم شده و ساختار بازی‌ها مانند سه دوره گذشته است، با این تفاوت که در پیکارهای این دوره، از گل طلایی و یا گل نقره‌ای خبری نیست. در دیدارهای حذفی (یک چهارم نهایی، نیمه نهایی و فینال) برنده بازی در صورت نتیجه تساوی بعد از وقت قانونی و اضافی، در ضربات پنالتی تعیین می‌شود.
    این‌بار هم فهرست مدعیان کسب عنوان قهرمانی بلند بالاست: از فرانسه و ایتالیا گرفته تا آلمان و هم‌چنین اسپانیا که همیشه در صف مدعیان قرار دارد.
    بسیاری از کارشناسان فوتبال، کسب عنوان قهرمانی اروپا را به مراتب دشوارتر از کسب عنوان قهرمانی جهان می‌دانند، چرا که در این جام حریف به اصطلاح آسانی وجود ندارد و برترین‌های اروپا روبه‌روی هم قرار می‌گیرند.

    منبع:گردآوري : شهريار حي شاد


    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    «««««»»»»»
    ||[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]||
    «««««»»»»»
    ||[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]||

  7. 2 کاربر از پست مفید Chelsea FC تشکر کرده اند .


  8. #5
    عضو Derby

    تاریخ عضویت
    May 2009
    محل سکونت
    Under The GOD,s Sky
    پست مورد علاقه
    striker
    مربی مورد علاقه
    Guus Hiddink ♥ José Mourinho ♥ Roberto Di Matteo
    بازیکن محبوب
    King Didier Drogba ♥ All Chelsea Players ♥ Specially Frank Lampard And John Terry
    اسم واقعی شما
    Farid

    EnglandChelsea

    نوشته ها
    452
    تشکر ها
    732
    تشکر شده 1,555 در 429 پست

    پیش فرض مشهورترین دلالان فوتبال جهان

    مينا شرفي - تهران امروز
    امروزه قراردادهايي چون قرارداد 80 ميليون پوندي كريستيانو رونالدو، كارگزاران فوتبال را بيش از هر زماني ثروتمند كرده است. سال‌هاست كه فيفا در مقابله با تاثير روزافزون دلالان فوتبال بر اين ورزش ناكام مانده است. در دهه 90 بود كه فيفا سيستم مدرك دادن به كارگزاران فوتبال را معرفي كرد اما هنوز هم دلالان بدون مدرك رسمي بدون هيچ مشكلي به كار خود در نقل‌وانتقالات بازيكنان ادامه مي‌دهند. باشگاه‌هاي فوتبال هم براي اينكه در بازار نقل‌وانتقالات بهترين بازيكنان موجود را از دست ندهند با اين دلال‌ها همكاري مي‌كنند. فيفا به‌خوبي مي‌داند كه تنها كمتر از يك‌سوم از همه نقل‌وانتقالاتي كه در سراسر جهان انجام مي‌شود توسط كارگزاران فوتبال « ايجنت» انجام مي‌شود و بقيه اين نقل‌وانتقالات توسط دلال‌ها صورت مي‌گيرد.با افزايش روزافزون حق پخش تلويزيوني و هزينه‌هاي كلان نقل‌وانتقال بازيكنان فوتبال براي تامين منافع خود بيش از هر زماني به‌دنبال گرفتن يك كارگزار يا مدير برنامه براي خود هستند. براي بازيكنان فوتبال كه حداكثر تا سن 35 سالگي مي‌توانند در سطح اول فوتبال حرفه‌اي بازي كنند استفاده از مشاوره‌هاي يك فرد آگاه ضروري به‌نظر مي‌رسد. توماس ليندراپ، رئيس اتحاديه بازيكنان دانماركي در اين‌باره مي‌گويد: «براي بازيكنان جوان فوتبال كه تازه پا به عرصه فوتبال مي‌گذارند استفاده از توصيه‌هاي مناسب يك مشاور حياتي است. ما نمونه‌هاي فراواني از بازيكنان بااستعدادي را ديده‌ايم كه آينده درخشان‌شان به‌خاطر فرصت‌طلبي‌هاي بي‌مورد والدين يا كارگزاران‌شان نابود شده است.» روبرتو برانكو مارتينز، مدير كل اتحاديه كارگزاران فوتبال اروپا معتقد است، شهرت كارگزاران رسمي فوتبال به‌دليل فعاليت اقليت دلال‌ها خراب شده. او مي‌گويد: «ما توسط كميسيون اروپا و اعضاي آن به‌عنوان بخشي از ساختار فوتبال ملي به رسميت شناخته مي‌شويم. يكي از اهداف ما مبارزه با فساد و فعاليت‌هاي خلافي است كه در فوتبال صورت مي‌گيرد.» ويلي مك‌كي، كارگزار اسكاتلندي فوتبال معتقد است به‌دليل فعاليت‌هاي مثمر ثمرش در بازار نقل‌وانتقالات هيچ‌وقت آن‌طور كه بايد و شايد از او قدرداني نشده است. او مي‌گويد: «كارگزاران فوتبال هميشه و به هر دليلي سرزنش مي‌شوند. هرچند ما بهترين بازيكنان را براي يك مربي مي‌خريم اما در نهايت همين مربيان انتقاد از ما را آسان‌ترين كار مي‌بينند. مي‌دانم كه آدم محبوبي در دنياي فوتبال نيستم چرا كه آدم بسيار موفقي هستم و آنها به من حسادت مي‌كنند.»
    معروف‌ترين كارگزاران دنياي فوتبال
    اما كارگزاراني كه مهم‌ترين نقل‌وانتقالات دنياي فوتبال تحت‌نظر آنها انجام مي‌گيرد، چه كساني هستند؟ ويلي مك‌كي (حوزه فعاليت: اسكاتلند، فرانسه و انگليس)، پاول زيتكا (جمهوري چك)، خورخه مندس (كارگزار بهترين بازيكنان پرتغالي از جمله كريستيانو رونالدو)، خينس كارناوال (كارگزار بهترين بازيكنان اسپانيايي)، راجر ويتمن (او نيمي از بازيكنان بوندس‌ليگا را پوشش مي‌دهد)، استار اند فرندز (آژانسي كه بازار اروپاي مركزي را كنترل مي‌كند)، وينچنزو مورابيتو (ايتاليا)، پيني زاهاوي (انگليس، اوكراين، روسيه و آرژانتين)، فرناندو هيدالگو (كارگزار اكثر بازيكنان آرژانتيني). اين فهرستي از بزرگ‌ترين و تاثيرگذارترين كارگزاران دنياي فوتبال است. ساكرنت براي آشنايي با متد كاري اين كارگزاران سوالاتي از آنها پرسيد اما هيچ‌يك از آنها حاضر به پاسخگويي به سوالات نشدند. به همين دليل شيوه كاري آنها هنوز هم در هاله‌اي از ابهام قرار دارد.
    پيني زاهاوي، پادشاه دلالان
    بدون شك در ميان تمامي اين كارگزاران «پيني زهاوي» پادشاه دنياي نقل‌وانتقالات است. او اگر وارد پرونده‌اي شود بدون هيچ مشكلي مي‌تواند هر بازيكني را از هر باشگاهي كه مي‌خواهد به‌جاي ديگر منتقل كند. در سال 1979 زاهاوي مقدمات انتقال 200 هزار پوندي آري كوهن را به ليورپول فراهم كرد. اين درحالي بود كه هنوز به‌عنوان يك خبرنگار مشغول به كار بود، كاري كه باعث شد به‌خاطر ارتباطاتش بعدها در دلالي به موفقيت‌هاي بسياري برسد. او در سال‌هاي اخير در مركز برخي از جنجالي‌ترين نقل‌وانتقالات دنياي فوتبال بوده است كه از آن جمله مي‌توان به انتقال 30 ميليون پوندي ريو فرديناند از ليدز به منچستر يونايتد در سال 2002 و انتقال خوان سباستين ورون به اولدترافورد در سال 2001 اشاره كرد. زاهاوي برخلاف بسياري از كارگزاران فوتبال ارزش فراواني براي حريم خصوصي خود قائل است و كمتر در جمع رسانه‌اي ظاهر مي‌شود.
    فعاليت‌هاي ديگر كارگزاران فوتبال
    منتقل كردن يك بازيكن از يك باشگاه به باشگاه ديگر تنها فعاليت كارگزاران فوتبال نيست. اكثر آنها در حوزه ديگري از فوتبال هم مشغول فعاليت هستند. بسياري از اين كارگزاران به‌عنوان كارشناس فوتبال هم شناخته مي‌شوند. كارستن آبرنيك كه برخي از بزرگ‌ترين نقل‌وانتقالات شمال اروپا تحت نظر او بوده يك برنامه كارشناسي فوتبال به‌نام «بدون فيلتر» را هر يك‌شنبه روي آنتن دارد. جان سيوباك (كارگزار سابق توماس گراوسن) و پر استفنسن (كارگزار دانيل آگر) هم به‌عنوان مفسر فوتبال مشغول فعاليت هستند. بسياري معتقدند نظرهاي كارشناسي يا تفسيرهايي كه يك كارگزار فوتبال در مورد يك بازيكن انجام مي‌دهد ممكن است جانبدارانه باشد و همين مساله باعث مخالفت با حضور كارگزاران در اين بخش‌ها شده است. در فوتبال امروز اكثر مسئوليت‌هاي يك بازيكن در دستان كارگزار است و درست مثل آينده بازيكنان براي يك كارگزار مسائل مالي در درجه اول قرار دارد و علائق يك بازيكن اصولا در درجه بعدي قرار مي‌گيرد و شايد همين مساله بيشترين تاثير در تفاوت فوتبال مدرن با فوتبال سال‌هاي دور را داشته است. در روزهاي آغازين تجارت كارگزاران فوتبال آنها براي دريافت مدرك از فيفا بايد وثيقه‌اي صدهزار پوندي نزد اين فدراسيون مي‌گذاشتند اما بعدها ملاك فيفا براي دادن مدرك به متقاضيان يك آزمون صد سوالي شد. فيفا در سال‌هاي اخير با وضع قوانين سختگيرانه سعي در محدود كردن فعاليت دلالان در دنياي فوتبال داشته اما تاكنون به موفقيت‌هاي چنداني دست نيافته است.

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    «««««»»»»»
    ||[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]||
    «««««»»»»»
    ||[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]||

  9. 4 کاربر از پست مفید Chelsea FC تشکر کرده اند .


  10. #6
    عضو Derby

    تاریخ عضویت
    Feb 2009
    محل سکونت
    زمين فوتبال
    پست مورد علاقه
    همه جا بازي مي كنم جز دروازه
    مربی مورد علاقه
    سر الكس فرگوسن
    بازیکن محبوب
    علي دايي موقع اوجش
    نوشته ها
    135
    تشکر ها
    122
    تشکر شده 729 در 153 پست

    پیش فرض اشک هایی که در تاریخ فوتبال ایران ریخته شد !!

    فوتبال ورزش اشك‌ها و لبخندهاست. با این همه آنچه معمولا بیشتر در كانون توجه قرار می‌گیرد، پیروزی‌ها، خنده‌ها و موفقیت‌هاست. فوتبال همیشه به كام «قهرمانان زنده» است و انگار هیچكس طرف غمگین و غصه‌دار ماجرا را نمی‌بیند.

    نگاهی به سابقه طولانی آدم‌های رنگارنگی كه تحت‌تاثیر مهیج‌‌ترین پدیده ورزشی قرن، آنقدر احساساتی شده‌اند كه اشك از چشم‌شان جاری شده، قطعا خالی از لطف نخواهد بود.

    فوتبال پیوندی ناگسستنی با احساس دارد و به همین دلیل است كه بسیاری از غیر منتظره‌ترین اتفاقات ممكن در قاب جذاب مستطیل سبز رخ می‌دهد. به بهانه نزدیك شدن به سالروز اشك‌ریزان حمید استیلی پس از گلزنی به آمریكا، نگاهی به ماجرای تعدادی از آدم‌های معروف فوتبال ایران می‌اندازیم كه اشك خود را بذل وسوسه‌های پرهوادارترین رشته ورزشی جهان كرده‌اند!

    اشك مقدس!

    ... و تا ابد دودو زدن غرور آفرین ستاره ایرانی در فرانسه را از یاد نخواهیم برد. تو چه حسی داشتی وقتی یكی از حساس‌ترین لحظات این سرزمین،‌نه در جنگ، نه در صنعت، نه در اقتصاد و سیاست كه در زمین فوتبال رقم خورد؟ سانتر مواج جواد زرینچه از جناح راست روی سر حمید استیلی كافی بود تا در دومین بازی ایران در مرحله گروهی جام‌جهانی 98، هافبك میانی كشورمان دروازه خصم دیرین را هدف بگیرد. صحنه اشك‌های غریزی حمید هنگام دویدنش به سمت خط طولی به پهنای تاریخ در حافظه ملت ما ثبت خواهد بود. حمید استیلی گل قرن را زد و بخشی از شادترین لحظات تاریخ ایران زمین را خلق كرد. می‌توان گریه شوق استیلی را «اشك مقدس» نامید. آنچه دومین شادی خیابانی عظیم فوتبال ایران را در پی خود به وجود آورد.

    شش‌تایی‌ها!

    در مسابقات مرحله یك چهارم نهایی جام ملت‌های آسیا 96، ایران و كره‌جنوبی در مصافی حساس به دیدار یكدیگر رفتند. این رقابت‌ اما، كمی بعدتر به لحظات غرور و افتخار فوتبال ایران در تاریخ ضمیمه شد. شاگردان ری‌یونگ مین در آن روز سرنوشت‌ساز مجبور بودند تركتازی ستاره‌های ایرانی را تماشا كنند. چهار گل علی دایی، یك گل كریم باقری و یك گل خداداد عزیزی یكی از عجیب‌ترین نتایج تاریخ آسیا را رقم زد. در دقایقی كه پیاپی توپ‌های ایران به قعر دروازه كره می‌غلتید، مربی چشم بادامی‌ كره‌ای‌ها اختیارش را از دست داد و مقابل دوربین‌های تلویزیونی اشك ریخت. گریه‌ ری‌یونگ مین، از آن صحنه‌هایی است كه غالبا از ذهن فوتبالدوستان پاك نمی‌شود. این مربی كره‌ای را، حاجی مایلی به گریه انداخت!

    مسافری كه جا ماند

    پس از جام‌جهانی فرانسه، آمریكایی‌ها بارها برای انجام یك بازی دوستانه به طرف ایرانی پیغام دادند تا چه بسا بتوانند انتقام شكست تلخ خود در جام‌جهانی را بگیرند. سرانجام مسوولان فوتبال كشورمان پذیرفتند راهی آمریكا شوند تا ضمن رویارویی تداركاتی با اكوادور و مكزیك، با كشور میزبان هم مصاف بدهند. تا آخرین لحظاتی كه لیست مسافران سفر آمریكا تنظیم می‌شد، نام عبدا... ویسی بازیكن اسبق فولاد هم در فهرست گنجانده شده بود، اما با از قلم افتادن نام وی از این اردو، دوربین نود سراغ او رفت و مصاحبه‌ جالبی از ویسی گرفت. این بازیكن با اخلاق كه هنوز هم نمی‌توانست حذف دیرهنگام خود را باور كند، در مقابل دوربین اختیارش را از كف داد و ناگهان بغضش را با گریه‌ خالی كرد: «حتی بچه محل‌ها برایم جشن گرفته بودند،‌اما نمی‌دانم چطور قلم خوردم...!»

    گل زد و غش كرد!

    در یكی از جنجالی‌ترین داربی‌های تاریخ فوتبال ایران، روز نهم دی‌ماه 1379، پرسپولیس و استقلال در شرایطی به مصاف یكدیگر رفتند كه مهدی هاشمی‌نسب به تازگی از تیم قرمز به تیم آبی نقل مكان كرده بود و حساسیت‌های فراوانی پیرامون وی وجود داشت. دست بر قضا ضلع شمالی ورزشگاه آزادی، از همان ساعات اولیه صبح علیه مهدی می‌خروشید و گاهی ركیك‌ترین الفاظ را نثار او می‌كرد. منصور پورحیدری نیز در اقدامی جالب توجه هاشمی‌نسب را در پست مهاجم به كار گرفته بود تا انگیزه‌های او به فریاد استقلال برسد. شماره هشت جنجالی فوتبال ایران سرانجام در واپسین دقایق مسابقه به آرزوی خود رسید و با استفاده از لیز خوردن عابدزاده، توپ را از بالای سر او وارد دروازه حریف كرد. پس از این گل، هاشمی‌نسب آنقدر خوشحالی كرد و اشك ریخت تا از حال رفت!

    شوت هولناك حامد و اشك‌های سلطان

    در جریان بازی‌های گروهی جام باشگاه‌های آسیا در اسفندماه 79، پرسپولیس در یك نبرد فوق‌العاده حساس به مصاف الهلال عربستان رفت. سرخپوشان دو دیدار نخست را برابر ایرتیش پاولدار قزاقستان و الاتحاد عربستان با تساوی به پایان رسانده بودند و چاره‌ای غیر از غلبه بر الهلال برایشان باقی نبود. با این وجود گل اول را حریف عربستانی زد. در واپسین لحظات نیمه اول، علی كریمی روی یك استارت انفجاری و دیدنی كار را به تساوی كشاند و در اواسط نیمه دوم نیز علی انصاریان پرسپولیس را جلو انداخت.

    با این همه، تیر خلاص بر شقیقه پر افتخارترین تیم آسیا زمانی شلیك شد كه حامد كاویانپور از 40 متری دروازه دعایه را هدف گرفت و گل بسیار زیبایی را به ثمر رساند كه تا مدت‌ها بخشی از لوگوی برنامه جنگ فوتبال آسیا را تشكیل می‌داد. بعد از این گل علی پروین كه از شدت خوشحالی و هیجان بغض كرده بود، نتوانست خودش را كنترل كند و ... بله! سلطان هم اشك ریخت!

    گلی كه كافی نبود!

    پس از آنكه تیم ملی كشورمان در دیدار رفت پلی‌آف راهیابی به جام‌جهانی 2002 كره و ژاپن،‌با دوگل در دوبلین مغلوب ایرلند جنوبی شد، در جدال برگشت كار ایران برای صعود گره خورد. با این حال حضور بیش از یكصد هزار هوادار در ورزشگاه آزادی نشان می‌داد كه مردم هنوز صعود به جام‌جهانی را در سر می‌پرورانند. اتفاقا در این مسابقه یكی از زیباترین بازی‌های تیم بلاژویچ به معرض نمایش گذاشته شد. تیم سراسر هجومی ایران اما در مسیر رساندن توپ به دروازه حریف اروپایی‌اش ناكام ماند. بازی بر همین منوال تا دقایق آخر سپری می‌شد كه سرانجام یحیی گل‌محمدی با پروازی بلند ایرلند را مقهور كرد. بعد از سوت پایان بازی و حذف قطعی ایران، یحیی در عزای گل پرپر شده‌اش گریه كرد و استادیوم آزادی را تحت تاثیر قرار داد.

    بغض رختكن تركید

    در جریان دیدار پرسپولیس و پاس در جام آزادگان سال 79، سرخپوشان یكی از بدترین بازی‌های خود را به نمایش گذاشتند. مدافع عنوان قهرمانی كه بازی‌هایش هیچ نشانی از یك تیم پویا و سرپنجه نداشت، درمقابل دیدگان بیش از 50 هزار هوادار دوآتشه بازی را به سبزجامگان پاس واگذار كرد. این در شرایطی بود كه اسماعیل حلالی در پست بال راست مشغول ارایه بازی ضعیفی بود. این مساله از چشم هواداران پنهان نماند تا نهایتا كاسه و كوزه كمكاری همه بازیكن‌ها روی سر حلالی شكسته شود. دقیقه‌ای طول نكشید تا شعار «حلالی حیا كن، پرسپولیس رو رها كن» در آزادی همه‌گیر شد. هافبك آذری سرخپوشان اما، پس از پایان بازی نتوانست خودش را كنترل كند و آنقدر اشك ریخت كه همه برای تسلی دادن او گردش جمع شدند.

    مسافر نمناك اتوبوس!

    وینكو بگوویچ كه نخستین سرمربی دوران اصلاحات پرسپولیس در لیگ حرفه‌ای به حساب می‌آمد، در لیگ سوم هدایت سرخپوشان را پذیرفت او اما در تك‌تك روزهایی كه سرمربی این تیم بود با هجمه منتقدان و مخالفانی كه از سوی علی پروین هدایت می‌شدند، روبه‌رو بود. فشارها بر پرسپولیس لحظه به لحظه شدت می‌گرفت و همین موج منفی، شانس اول قهرمانی را پس از آن شروع توفانی و به‌یادماندنی به زانو درآورد. در یكی از همان روزهایی كه انواع و اقسام هجوم‌ها سرخپوشان را تحت تاثیر قرار داده بود، در پایان یكی از بازی‌های پرسپولیس وینكو بگوویچ عنان اختیار از كف داد و در اتوبوس حامل بازیكنان تیم، اشك ریخت. شاید اگر وینكو می‌توانست در شرایط طبیعی پرسپولیس را قهرمان لیگ كند، حالا خیلی چیزها عوض می‌شد.

    آبیاری نهال قهرمانی پرسپولیس!

    بازی تیم‌های پرسپولیس و ابومسلم معمولا جذاب و پرگل از آب درمی‌آید. در جریان یكی از همین بازی‌ها در دیدار برگشت لیگ هفتم، سرخپوشان در شرایطی میزبان حریف مشهدی بودند كه انتظار می‌رفت تیم تهرانی یك پیروزی آسان را به دست بیاورد. در پایان نیمه اول اما، شوكه‌كننده‌ترین اتفاق ممكن رخ داد و پرسپولیس در روزی عجیب به واسطه اشتباهات دور از انتظار فرشید كریمی با سه گل از حریف عقب افتاد. بین دو نیمه بازیكنان پرسپولیس با هم همقسم شدند كه هر طور شده این بازی را نبازند. سرخپوشان به دو گل دست پیدا كردند و در دقایق آخر نیز شروع مجدد خوب خود كریمی باعث شد ماته گل مساوی را بزند. در این لحظه محمود خوردبین با چشمانی غرق در اشك لب خط آمد و در شادی بازیكنان شریك شد؛ شاید همین زلال پاك بود كه سرانجام به قهرمانی پرسپولیس انجامید!

    در آغوش اختلاف!

    در تمام روزهای برگزاری لیگ هفتم باشگاه‌های كشور، شایعه اختلاف بین نیكبخت‌واحدی و افشین قطبی، نقل محافل ورزشی بود. روزی نبود كه خبر اختلاف یا درگیری این دو در رسانه‌ها مطرح نشود. با این همه در اتفاقی به یاد ماندنی پس از قهرمانی پرسپولیس در رقابت‌های یاد شده، نیكبخت‌واحدی در رختكن پرسپولیس در آغوش افشین قطبی قرار گرفت و تا آنجا كه جا داشت گریه كرد! این قاب جالب توجه، حتی تبدیل به یكی از فرازهای مستند مردان پرسپولیس هم شد. در یك اتفاق دیگر، در خلال درگیری بازیكنان قرمز و آبی در داربی دی ماه 79، تصاویری از نیكبخت ضبط شده كه هنگام زد و خورد نوازی، استیلی و سایرین در حال اشك ریختن بوده است؛ از آن اشك‌هایی كه نمی‌توان آن را اشك شوق نامید!

    اشك تمساح؟!

    حتما در جریان رفت و برگشت افشین قطبی به پرسپولیس قرار دارید. سرمربی محبوب قهرمان لیگ هفتم، ابتدا كشورمان را ترك كرد و حاضر نشد قراردادش را با پرسپولیس تمدید كند. پس از مدتی اما، به هر دلیل - اعم از كار پیدا نكردن قطبی یا تمایل بیش از اندازه ایرانی‌ها - نامبرده مجددا به كشور پدری‌اش بازگشت و قرارداد تازه‌ای را با سرخپوشان منعقد كرد. فصل جدید اما برای قطبی حامل خاطرات متفاوتی بود. آقای سرمربی آشكارا دچار تغییر رفتار شده بود و از سوی دیگر جو متفاوتی هم انتظار زمین خوردن او را می‌كشید. درنهایت، وقتی پس از توقف خانگی پرسپولیس مقابل صباباتری، قطبی به این نتیجه رسید كه باید ایران را ترك كند، در فرودگاه گریه كرد. بسیاری از هواداران فوتبال در ایران اشك‌های او را تلاشی برای جلب حمایت و توجه خواندند. شاید هم واقعا اینطور نبوده!

    هق‌هق شوق!

    تیم‌ملی فوتسال ایران در جریان رقابت‌های جام‌جهانی 2008 برزیل حضور درخشانی داشت. شاگردان حسین شمس چنان دلاورانه به مصاف رقبا رفتند كه حتی در برهه‌ای از زمان، برزیلی‌های تماشاچی هم به تشویق بچه‌های فوتسالیست ما پرداختند. پذیرفتن تنها یك گل از برزیل و نیز متوقف كردن ابرقدرتی همچون اسپانیا حقیقتا كار دشواری بود و البته بازی‌های خیره‌كننده ما، از دید فیفا و سایر نهادهای رسمی و رسانه‌ای پنهان نماند. در این میان حسین شمس علاوه بر تدابیر فنی، از نقطه نظر روحی و روانی نیز تاثیر مثبت زیادی روی بچه‌ها داشت. در یك تصویر به یاد ماندنی، پس از آخرین بازی گروهی و بعد از مسجل شدن صعود ایران به مرحله حذفی، حسین شمس را دیدیم كه از شدت شادی، شانه‌هایش را به شكل بامزه‌ای بالا می‌انداخت و هق‌هق گریه می‌كرد! خدا قوت آقای شمس!

    شادی از نوع خودزنی!

    در پایان دیدار برگشت استقلال‌تهران و داماش گیلان از سری رقابت‌های جام‌حذفی فصل 87 -86، وقتی استقلالی‌ها با سه گل حریف شمالی را شكست داده و به عنوان قهرمانی دست پیدا كردند، جشن نسبتا باشكوهی در ورزشگاه برپا شد. در این میان هركس به نوعی به شادی می‌پرداخت، اما شاید بتوان از نوع خوشحالی كردن سعید لطفی به عنوان عجیب‌ترین نمونه یاد كرد! مدافع - هافبك سابق استقلالی‌ها بدون توجه به سایر هم‌تیمی‌های خود به گوشه‌ای رفته بود و ضمن جاری كردن سیل اشك، مرتبا با دو دست بر سرش می‌كوبید! او كه علت ناراحتی‌اش را جدایی احتمالی از استقلال عنوان كرد، در این فصل نیز در مسابقه استقلال و پیكان، پس از گل زدن به تیم سابقش روی زمین نشست و دو مرتبه بر سرش كوبید! گویا این شیوه شادی، منحصر به سعید خان لطفی است!

    چشم غزال!

    شاید تا این لحظه عجیب‌ترین اشك‌های فوتبال ایران متعلق به خداداد عزیزی باشد. مرد فعلا محروم فوتبال ایران كه چند ماه پیش اسیر حوادث بسیار عجیبی شده و در پی مداخله در ضرب و شتم یك خبرنگار، به كمیته انضباطی فدراسیون فوتبال رفت، مقابل دیدگان قاضی شریفی و چندین خبرنگار و شاهد، ناگهان شروع به اشك ریختن كرد. او كه سخت مدعی بود در حقش اجحاف شده و به‌ویژه از اظهار نظر كیومرث هاشمی كه «خداداد باید از صحنه ورزش حذف شود» دلگیر نشان می‌داد، با گریه‌اش حاضرین در جلسه محاكمه خود را متاثر كرد؛ هرچند كه درنهایت چیزی عوض نشد و او به یك سال محرومیت از حضور در فوتبال محكوم شد. ناگفته نماند در جلسه مزبور سردار صلاحی - مدیرعامل پیام - نیز همپای غزال اشك ریخت!

    اشك عشق!

    ... و اما بی‌انصافی است اگر در این پرونده، یادی از اشك‌های فراوان صاحبان اصلی فوتبال ایران نكنیم. هوادار! این موجود بخت‌برگشته‌ای كه غالبا چیزی بیشتر از یك مشت تعارف به كف نیاورده و بعد از هر اتفاقی، همه تقصیرات را به گردنش انداخته‌اند، حقیقی‌ترین و پاكترین اشك‌ها را نثار عشقش كرده است. او از گریه‌هایش نه به دنبال منفعت مالی بوده و نه قصد مظلوم‌نمایی داشته است. هوادار اگر اشك ریخته - كه ریخته، هزاران بار هم ریخته - صرفا از صمیم قلب و به خاطر تیم مورد علاقه‌اش این كار را كرده است. همین حالا هم اگر روی سكوها سر بجنبانی، مردان پشمینه‌پوشی را می‌بینی كه غمگین‌تر از مقصران مولتی‌میلیونر، پای عشق ناكامشان اشك می‌ریزند و البته این قصه به درازای تاریخ طولانی است...!

    منبع: گل

  11. 8 کاربر از پست مفید mr goal تشکر کرده اند .


  12. #7
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Jan 2010

    ItaliaJuventusLiverpool

    Delpiero

    نوشته ها
    3,628
    تشکر ها
    31,464
    تشکر شده 14,716 در 3,817 پست

    پیش فرض چرا مدافعین کناری مهمترین نقش را در زمین بر عهده دارند؟

    چرا مدافعین کناری مهمترین نقش را در زمین بر عهده دارند؟ (جاناتان ویلسون، گاردین)


    حال دور رفت بازی منچستر با اینتر در لیگ قهرمانان (Champions League) را به یاد بیاورید. در نیمه ی اول پارک جی سونگ (Park Ji-Sung) در امتداد و جلوی وین رونی (Wayne Rooney) قرار گرفت تا از نفوذ های زیاد مایکون (Maicon) از سمت راست جلوگیری کند. در مقابل هافبک های اینتر ضعیف عمل کردند و به پاتریس اورا (Patrice Evra) اجازه ی نفوذ دادند. اگر به بازی نگاه کنید مثل این است که یونایتد یک بازیکن اضافی دارد و این دلیلی است بر این که آن ها کیفیت بهتری در بازی خود ارائه دادند.


    بعد از استراحت بین دو نیمه، در مرکز دفاع ایوان کوردوبا (Ivan Cordoba) به جای نلسون ریواس نگون بخت وارد زمین شد و استبان کامبیاسو (Estaban Cambiasso) توانست که جلوتر و راحت تر بازی کند – در نیمه ی اول اکثر مواقع مجبور بود که در مرکز دفاع باشد و به نلسون ریواس که به شدت تحت فشار بود کمک کند – و همچنین زانتی (Zanetti) اجازه پیدا کرد که بیشتر از سمت راست حرکت کند و در نتیجه پاتریس اورا مجبور شد تا کمتر نفوذ کند و از حرکاتش بازماند. به همین دلیل،در نیمه ی دوم بازی نسبت به نیمه ی اول متعادل تر بود.


    شروع برزیلی ها


    دفاع کنار، به مفهوم مدرن و امروزی، توسط برزیلی ها در دهه ی 50 ایجاد شد. چگونگی پیداش سیستم 4-2-4 پیچیده و بحث برانگیز است، اما چیزی که مشخص است این است که در جام جهانی 1958 ظهور و بروز پیدا کرد و برزیل تنها تیمی بود که از این سیستم استفاده می کرد و تیم دیگری از آن بهره نمی برد. بر خلاف انتظارها علیرغم شهرت برزیلی ها در زمینه ی خصوصیات تهاجمی آن ها اولین استفاده کنندگان از سیستم 4 دفاعه در مقابل سیستم 3 دفاعه ی W_M بودند. (منظور شکل این دو حرف است که در سیستم دفاع 3 نفره شبیه به چینش تیم در دفاع و حمله داشت) ولی این سیستم کاملاً نرمال است. نه تدافعی است و نه تهاجمی، این نحوه ی استفاده از آن هاست که به آن ها وجهه ی تهاجمی یا تدافعی می دهد. (به بیان دیگر تا کنون، آن سیستم 1-5-4 به طور ذاتی نکته منفی نداشته است)


    زبان شناسی و تسلط بر روی لغات در این جا کاملاً نقش مهمی دارد. در انگلیسی عبارت Full-back به جا مانده از زمان بازی با سیستم 5-3-2 است. در سیستم W_M آن دو مدافع با حرکات پوششی ای که توسط دفاع های وسط انجام می شد رو به جلو حرکت می کردند و حتی هنگامی که یکی از هافبک ها (معمولاً هافبک نیمه ی چپ) عمق را پوشش می داد تا خط دفاعی چهار نفره شکل خود را حفظ کند این مدافعان کناری اجازه نفوذ بیشتری نیز می یافتند. (به همین دلیل، شماره گذاری پیراهن سیستم دفاع چهار نفره انگلیسی به طور کلاسیک بدین ترتیب بود. از راست به چپ: 3-6-5-2)


    در برزیل (و متعاقباً کشورهای اسپانیایی زبان) واژه "Full Back" معادل 'lateral' است. این واژه تصوری از عرض و کناره ها و نه از عمق را به ما می دهد. به بیان دیگر، یک بازیکن کناری و لزوماً منظور یک بازیکن دفاعی نیست. رسنال در سال 1949 با گذاشتن توری در اکثر نقاط جهان با تیم‌های مختلف بازی کرد و اگر چه در سطح جهانی موفق بودند اما موضوعی را یافتند که آن ها را گیج و مبهوت کرده بود!

    لوری اسکات (Laurie Scott) مدافع کناری تیم آرسنال از پیروزی 5 بر 1 آرسنال بر تیم فلامینزه برزیل می‌گوید: " یکدفعه متوجه شدیم که یکی از بازیکنان حریف به سرعت نفوذ کرد و به طرف دروازه ما آمد و به سمت دروازه شوت زد که از کنار دروازه توپ به بیرون رفت. ما سعی کردیم پیدا بکنیم که چه کسی و دلیلی در این نفوذ حریف مقصر است اما نتوانستیم دلیلی بیابیم. فهمیدیم که این فول بَک آن ها بود که اینچنین نفوذ کرده بود. من هیچ وقت تا آن موقع اینگونه نفوذ نکرده بودم! "

    افراط یک مشکل ذاتی در فوتبال برزیل بود – آن ها قبل از جنگ جهانی دوم فقط دو بار قهرمان کوپا آمریکا شدند و این نکته قابل توجه بود که هر دو گل اروگوئه در فینال جام جهانی 1950 به خاطر مدافع چپ (Left Back) برزیل بیگود (Bigode) بود که به علت‌ نفوذ‌های زیاد در پست دفاعی خودش حضور نداشت.


    فضای قرار گرفته شده در مقابل دفاع های کنار، آن ها را ترغیب می کرد که به سمت جلو حرکت کنند. در حالی که در همان زمان باید به سرعت پوشش دفاعی لازم را انجام می‌دادند. زمانی که یارگیری از شیوه ی من تو من (Man-to-man) تغییر کرد، واکنش نشان دادن در مقابل حرکات تهاجمی دفاع کنار که با جلو رفتن خود جناح خود و دفاع را با سه نفر رها می کرد، برای 4 نفر اعضای دفاع تبدیل به یک فرآیند ساده شد. به زوج نیلتون سانتوس (Nilton Santos) و جلما سانتوس (Djalma Santos) اغلب بی توجهی مشد اما این دو نفر، کلید موفقیت ها و پیروزی های برزیل در جام های جهانی 1958 و 1962 بودند.


    تکامل طبیعی


    در سال 1962، شکل و ترکیب آن با ماریو زاگالو که نسبت به وینگر های معمولی و سنتی در سمت چپ بیشتر تغییر مکان می داد. به طوری که گارینشا به طور کامل به سمت دیگر رفت.انگلستان در 1966، ترکیبی بدون وینگر به وجود آورد، ترکیبی شبیه به 2-3-1-4 در زمان حاضر. مدافعین کنار آن ها، جورج کوهن (George Cohen) و ری ویلسون (Ray Wilson)، اگرچه مانند همتاهای برزیلیشان سریع نبودند اما نقشی حیاتی داشتند و به خاطر فرارهای خود که کمک کننده ی تیم در حمله بود شهرت داشتند. این خود یک تکامل طبیعی بود زیرا اگر وینگری وجود نداشته باشد که در مقابل آن دفاع کنند، مدافعین کنار بیشتر هجوم می آورند و همچنین اگر در تیمی وینگر نباشد، وظیفه ی مدافعین کنار است که حمله کنند تا فضا به وجود بیاورند و از عرض زمین استفاده کنند.


    در سال 1970، برزیل تنها از یک دفاع کنار تهاجمی استفاده کرد، یعنی کارلوس آلبرتو (Carlos Alberto) به همراه اورالدو (Everaldo) از سمت چپ فشار می آوردند و تلاش می کردند تا تعادل در حمله به وجود بیاورند. این تاکتیک و حرکت موجب پیشرفت بزرگی در این زمینه شد ولی در آن زمان این کار مورد اقبال عمومی واقع نشد. اکثر تیم های اروپایی که از یک لیبرو (libero یا دفاع آخر) استفاده می کردند تمایل داشتند که از یک فول بک (دفاع کناری تهاجمی) استفاده کنند، و توسط قرار دادن یک بازیکن دفاعی تر در جناح مخالف، تعادل را برقرار می‌کردند. که او به مرکز دفاع متمایل می شد و به عنوان یک یارگیر عمل می کرد. جیاکینتو فاکتی (Giacinto Facchetti) و تارکیسیو برگنیش (Tarcisio Burgnich) در اینتر به مربی گری هلنیو هررا (Helenio Herrera)، یا پاول بریتنر (Paul Breitner) و برتی ووگاس (Berti Vogts) در آلمان غربی که قهرمان جام جهانی 1974 شد و یا آنتونیو کابرینی (Antonio Cabrini) و کلودیو جنتیل (Claudio Gentile) در ایتالیای 1982 که قهرمان جام جهانی شد، نمونه هایی از این نوع تاکتیک را به نمایش گذاشتند.


    در سه ترکیب فوق الذکر، مدافع چپ در این زوج، مطابق معمول فرد تهاجمی تر بود. جانلوکا ویالی (Gianluca Vialli) تئوری ای با این مضمون که دفاع راست همواره بدترین بازیکن تیم است داشت. اگر دفاع راستی قابلیت دفاعی خوبی از خود نشان می داد و قد متوسط یا بلندی داشت، به دفاع وسط منتقل می شد. اگر کار او با توپ خوب بود به خط هافبک می رفت و فقط بازیکنانی برای بازی در دفاع راست باقی می مانندند که نه مدافعین خیلی خوبی بودند و نه خیلی تکنیکی بودند. ولی مدافعین چپ متفاوت بودند، هم به خاطر این که که چپ پاها کمیاب تر بودند و تا حدی هم به خاطر مثال‌هایی به مانند فاکتی. این دیدگاه و شیوه ی تفکر پس از گذشت مدتی افزون بر 20 سال تغییر کرد. ظهور و به وجود آمدن وینگ-بک ها (wing-back)* می تواند به عنوان تلاشی برای آزاد کردن مجدد هر دو دفاع کنار نگاه شود- خصوصاً در جایی که وینگر وجود ندارد - ولی رفتن تدریجی به سمت تک مهاجمه بازی کردن باعث بازگشت به سمت بازی 4 دفاعه شد. دفاع های کنار دوباره اهمیت تهاجمی پیدا کردند. به دنی آلوز (Dani Alves) که یکی از بزرگترین بازیکنان جهان در حال حاضر است می توان به عنوان نمونه ای از این دفاع های کناری که نقش مهم و تعیین کننده ای را دارند اشاره کرد.


    در حال حاضر تیم های اندکی هستند که با وینگر بازی می کنند که این تیم ها در مسیر تکامل متوقف شده اند. قسمتی از دیدگاه سیستم 1-3-2-4 بر این مبنا است که اجازه می دهد تا بازیکن‌های تکنیکی هم وارد بازی بشوند بدون اینکه در میانه زمین شلوغی و همهمه به وجود بیاید. حتی در سیستم 2-4-4 هم، هافبک های کناری کمتر چسبیده به کناره ها بازی می کنند و این همان گونه که چارلتون می گوید به معنی آن است که مدافعان کناری تنها بازیکنانی در زمین هستند که اغلب فضایی در مقابل خود می بینند و جایی که فضا وجود داشته باشد، موقعیت هم است. اگر حریف مستقیمی وجود نداشته باشد، شانسی برای گلزنی وجود دارد. همان گونه که که منچستریونایتد در سن سیرو این را نشان داد.


    تلاش برای مقابله با دفاع کنار


    این که تیم‌ها در زمینه ی حرکات تهاجمی بیش از حد به فول بک‌ها وابسته شوند، خطرناک است. همان طور که این مسأله برای روسیه در نیمه نهایی یورو 2008 اتفاق افتاد. همین طور چلسی تحت مربی گری لویز فیلیپه اسکولاری (Luiz Felipe Scolari) در ابتدا با حملات خوزه بوسینگوا (Jose Bosingwa) و اشلی کول (Ashley Cole) به موفقیت رسید. (یک مربی برزیلی از یک تاکتیک معمول برزیلی استفاده می کرد) اما بعد از آن موفقیت اولیه خود را در خطر دید و محدود شد زیرا حریفان آن ها از خط هافبک خود برای محدود کردن و گیر انداختن مدافعین کنار چلسی استفاده کردند.

    ظهور بازیکنانی همچون پارک (Park) و درک کویت (Dirk Kuyt) که بازیکنان کناری هستند و نقش کلیدی در زمین دارند و در عین حال قابلیت‌های دفاعی نیز دارند، یکی از مشخصه‌های روند تهاجمی تیم‌ها در چند فصل اخیر است (یا به نقش Wayne Rooney در بازی منچستریونایتد با بارسلونا نگاه کنید). می‌شود گفت که اینگونه بازیکن‌ها تجسم و ظهور مدرن بازیکنانی به مانند جیر (Jair) در تیم اینتر زمان هررا (Herrera) است. Jair بازیکنی بود که به سرعت می‌توانست حرکات رفت و برگشتی در زمین داشته باشد، هافبک کناری بود که مشخصه‌های کلاسیک کتاناچیو (catenaccio) را داشت و نقش او در زمین مواجهه و مقابله با مدافعین چپی بود که نفوذ می‌کردند. و همچنین نفوذ‌های خودش را نیز داشت.


    جذاب ترین مسأله موقعی است که یک بازیکن وینگر به تمام معنا در مقابل یک دفاع کنار تهاجمی قرار می گیرد، مانند اتفاقی که در فینال جام باشگاه های دو فصل پیش رخ داد. جایی که اشلی کول مقابل رونالدو قرار گرفت. او در مقابل رونالدو مانند وقتی که مقابل هر کس دیگری بود خوب بازی کرد. به همین دلیل سر الکس فرگوسن جای رونالدو را عوض کرد و او را به سمت چپ برد و در مقابل مایکل اسین (Michael Essien) قرار داد. برای نیم ساعت، رونالدو اسین را نابود کرد. نه تنها دو بار اسین را روی زمین مغلوب کرد بلکه او حتی از روی سر اسین هم پرید و باعث شد که منچستر جلو بیفتد. وسوسه باعث شد که منچستر بخواهد برتری اش را از سمت رونالدو دو برابر کند اما چلسی با انجام کار مخالف این قضیه را تمام کرد. اسین چند بار از رونالدو رد شد. این موضوع موجب شد عملاً چلسی در میانه ی زمین صاحب برتری عددی شود و بر میانه ی زمین مسلط شود. در این زمان نقش رونالدو در بازی کمرنگ شد و به حاشیه رفت و گل تساوی بخش فرنک لمپارد (Frank Lamprad) از همین حرکت‌های اسین به وجود آمد که به خوبی از آن جلوگیری نشده بود. جریان بازی کاملاً وابسته به بالا و پایین شدن جدال بین اسین و رونالدو بود.


    پیروزی 4-1 انگلیس در مقابل کرواسی را هم به طور مشابه می توان به عنوان جدالی بین یک وینگر و مدافع کنار مشاهده کرد. دانیل پرانیچ (Danijel Pranjic) در مسابقات جام ملت ها (Euros) بسیار خوب ظاهر شد. فرار های کمک کننده ی او باعث می شد که ایوان راکیتیچ (Ivan Rakitic) از جناح چپ به سمت وسط زمین حرکت کند و توپ را روی پای راست و تخصصی اش بیاورد. قرار گرفتن او در مقابل سرعت تئو وولکات (Theo Walcott)، باعث شد که پرانیچ اصلاً اعتماد لازم را برای رها کردن وولکات و نفوذ کردن نداشته باشد که این مسأله هم روی قدرت تهاجمی کرواسی اثر منفی گذاشت و هم روی کارها و حرکت های دفاعی سریع خود پرانیچ تأثیر منفی داشت. این باعث شد که وولکات هم هت تریک کند و هم این که او نقش اصلی را در به هم ریختن جناح چپ کرواسی داشت.


  13. 5 کاربر از پست مفید AlexDelpiero تشکر کرده اند .


  14. #8
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Jan 2010

    ItaliaJuventusLiverpool

    Delpiero

    نوشته ها
    3,628
    تشکر ها
    31,464
    تشکر شده 14,716 در 3,817 پست

    پیش فرض چگونگی سوخت تغذیه در ورزش



    1. کدام غذاها سوخت عمده را در طی تمرین فراهم می کنند ؟
    سوخت غذای اولیه و عمده برای تمرین کربوهیدرات و چربی می باشد . کربوهیدرات شامل همه چیز ( گلیکوژن و گلوکز) احتمالا سوخت مهمتر می باشد . به هر صورت در طی تمرینات استقامتی طولانی مدت که چندین ساعت یا بیشتر به طول می انجامد ، چربی نیز مهم است . مشاهده شده است که خستگی عضلانی همزمان با تخلیه گلیکوژن عضله رخ می دهد . بنابراین نگهداری کافی ذخائر گلیکوژن عضله در همه زمانها ضروری است .
    2. چه مقدار زمان بین اجراهای ورزشی برای برگشت به حالت اولیه کافی نیاز است ؟
    این پرسش به نوع اجرای ورزشی بستگی دارد . معمولا برای فعالیت های شدید اما کوتاه مدت ( برای مثال دوی سرعت ) شاید یک دوره ریکاوری ( برگشت به حالت اولیه ) یک ساعته یا کمتر برای تکرار اجرا رضایتبخش باشد . به هر صورت اجراهای ورزشی استقامتی طولانی مدت ( برای مثال ماراتون ) شاید چندین روز ریکاوری نیاز باشد . موارد زیر عوامل مهم در ریکاوری کامل می باشند : 1) بازسازی ذخائر فسفاژن ، اکسی میوگلوبین و گلیکوژن عضله و 2) دفع اسیدلاکتیک از خون و عضله . بازسازی فسفاژن و اکسی میوگلوبین سریع است اما گلیکوژن آهسته جایگزین می شود .
    3. چه مقدار زمان برای بازسازی ذخائر گلیکوژن عضله لازم است ؟
    این در مرحله اول به نوع تمرینی که باعث تخلیه گلیکوژن می شود بستگی دارد . بازسازی گلیکوژن عضله در ریکاوری ( برگشت به حالت اولیه ) یک ورزشکار بعد از تمرینات مداوم طولانی مدت ، در حدود 46 ساعت تکمیل می شود . به شرطی که ورزشکار از یک رژیم غذایی پرکربوهیدرات در طی دوره برگشت به حالت اولیه پیروی کند . در حدود 60 درصد ذخائر در 10 ساعت اول برگشت به حالت اولیه بازسازی می شود .
    بازسازی ذخائر گلیکوژن بدنبال تمرینات اینتروال کوتاه مدت شدید در حدود 24 ساعت تکمیل می شود ( کربوهیدرات مصرفی در طی دوره برگشت به حالت اولیه می تواند طبیعی باشد ) . در این مورد در حدود 45 درصد ذخائر در 5 ساعت اول دوره برگشت به حالت اولیه بازسازی می شود . همچنین صرف نظر از غذای مصرفی بازسازی مقداری گلیکوژن در حدود 30 دقیقه برگشت به حالت اولیه بعد از تمرینات اینتروال رخ می دهد .
    4. خستگی یا کهنگی چیست ؟
    هیچ کس به طور قطع آن را نمی شناسد . اما احتمالا به خستگی مزمن مربوط می شود . در برخی ورزش ها بخصوص دوهای استقامت ، خستگی مزمن شاید هنگامی بوجود آید که در نتیجه دوره های چند روزه تمرینات استقامتی شدید ، ذخائر گلیکوژن عضله بیش از حد پایین آید . ( همچون یک برنامه تمرینی که کاهش شدیدی را در ذخائر گلیکوژن عضلات به کار رفته نشان می دهد ، حتی زمانی که مقدار طبیعی کربوهیدرات در رژیم غذایی مصرف شده باشد ) .
    ممکن است دلیل خستگی ( کهنگی ) گذشته از خستگی مزمن مربوط به فاکتورهای روانی باشد . از قبیل پریشانی ، افسردگی و نداشتن علاقه .
    5. آیا برنامه تمرینات با وزنه اثر متفاوتی بر روی ورزشکاران مرد و زن دارد ؟
    عموما نه . اما هیپرتروفی عضلانی ( حجیم شدن عضله ) در زنان نسبت به مردان تا حدی کمتر آشکار است . حتی زمانی که هر دوی آنها از قدرت نسبی مشابه سود ببرند . علت این هنوز شناخته نشده . اگرچه شاید ناشی از تستوسترون باشد که یک هورمون جنسی مردانه است . معمولا سطح تستوسترون در زنان نسبت به مردان بالغ پایین تر است .


  15. 4 کاربر از پست مفید AlexDelpiero تشکر کرده اند .


  16. #9
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Jan 2010

    ItaliaJuventusLiverpool

    Delpiero

    نوشته ها
    3,628
    تشکر ها
    31,464
    تشکر شده 14,716 در 3,817 پست

    پیش فرض تاریخچه فوتبال

    تاریخچه فوتبال
    -----------------------------------




    اگر چه اطلاعاتی در مورد ریشه اصلی و حقیقی این ورزش در دست نیست ولی از مطالب جالب و شخصی در مورد تاریخچه آن اطلاع داریم ، فوتبال امروزی به تدریج رشد کرده است ولی گفته می شود که نوعی از آن ، قبل از حضرت مسیح علیه السلام بازی می شد . در چین نیز نوعی بازی شبیه به فوتبال در 2500 سال قبل از میلاد مسیح وجود داشت .

    عکس های مصریان نیز نوعی بازی شبیه به فوتبال را نشان می دهد ولی در یونان یک بازی به نام اسپیشکیروز به طرز جالبی به فوتبال امروزی شبیه است . فوتبال در سال 1894 از کشور برزیل شروع شد . این ورزش به وسیله ی چارلز میلر برزیلی که اجداد او انگلیسی بودند به مردم برزیل معرفی شد .

    در سال 1970 مسابقه ای بین ایتالیا و برزیل برگزار شد . هیچ کس تصور نمی کرد که 800 میلیون نفر از مردم جهان ناظر بر اجرای مسابقه باشند . امروزه اکثر مردم جهان به فوتبال بیشتر از سایر ورزش ها می پردازند . فوتبال مدرن از کشور انگلستان سرچشمه گرفته است .

    در ابتدااختلافات عقیده ای بسیاری میان علاقه مندان راگبی و فوتبال وجود داشت زیرا راگبی با دست و فوتبال با پا اجرا می شد . این مسئله در سال 2863 زمانی که طرفداران فوتبال شروع به اجرای این ورزش توسط پاها کردند اتفاق افتاد . گروه دیگر انجمن راگبی را تاسیس کردند و بالاخره در سال 1871 این دو رشته ی ورزشی کاملا از یکدیگر جدا شدند . از آن زمان به بعد هر دو رشته پیشرفت های شایانی نموده و طرفداران بسیاری پیدا کردند . فدراسیون بین المللی فوتبال در سال 1904 بنیان گزاری شد . این فدراسیون وظیفه دارد که به نحوه ی اجرای مسابقات نظارت داشته باشد . قوانین فوتبال بدون موافقت و تصویب سایر کشورهای عضو فدراسیون تغییر نمی کند . در سال 1920 بازیکنان فوتبال در مسابقات المپیک بلژیک شرکت کردند و در سال 1930 اولین جام جهانی در کشور اروگوئه برگزار شد .

    فوتبال در دنیا مقابل چشمان مثل جرقه می ماند . در هر جای دنیا این واژه انگلیسی در زبان های بین المللی به سادگی رسوخ کرده . برای این امر دلیل خوبی است چرا که فوتبال مدرن به وسیله انگلیسی ها اختراع شد . ولی وقتی در آمریکا فوتبال گفته می شود . آمریکائی ها فوتبال خشونت بار آمریکایی را استنباط می کنند . به هر جهت این لغت باعث اشتباه در درک معنای واقعی آن میان آمریکائی ها شده است .

    در تاریخ ریشه این ورزش بدین گونه بوده است :

    سربازان چینی در حدود 2000 سال پیش ورزشی می کردند که آن را تسوچو (tsuchu) می نامیدند . تسو یعنی ضربه زدن با پا و چو یعنی توپ یا هر شی گوی مانند .

    در روز تولد امپراطور در مقابل کاخ امپراطوری دو تیم در زمین مسابقه ای که گلی به ارتفاع 90 سانتی متر داشت بازی می کردند که بازیکنان برای سرگرمی امپراطور و دوستان و مهمانان به بازی می پرداختند . یکی از امپراطوران به حدی این بازی را دوست داشت که یکی از اعضای شورای قضایی وقتی از بازی انتقاد کرد دستور داد سرش را از تنش جدا کنند .

    600 سال بعد هم ژاپنی ها یک ورزشی شبیه به فوتبال داشتند که آن را کماری ( kemari) می نامیدند . البته بازی کماری تدافعی تر از تسوچو چینی بوده است . حتی قبل از چینی ها یونانی ها ورزشی اختراع کرده بودند که آن ها را هارپاستون ( harpaston) می نامیدند . البته بازی آن با توپی بود کهدرونش ماسه و یا شن بوده است . وقتی انگلیسی ها به یونان رفتند ورزشی اوردند به نام هارپاستیوم( hatpastium) که آن هم با توپ بازی می شد و این زمینه ای بود تا فوتبال در انگلیس به مدرنی امروز برسد .

    هیچکس دقیقا زمان شروع فوتبال را نمی داند و مورخان تا آنجایی که نوشته اند در روستاهای انگلیسی حدود 1000 سال قبل بازی با توپ وجود داشته است و بعد از مدتی تیم های مختلف روستایی شروع به مسابقه با هم دادند و ظاهرا شیوه بازی طوری بوده است که تیم ها سعی بر این داشتند توپ را ( غالبا از سر تو خالی گاو یا چیزهای شبیه به آن بوده است ) به منطقه دفاعی حریف برسانند .

    ( در انگلیس بیش از 200 سال قبل مردم در خیابان ها فوتبال بازی می کردند )

    در قرن 14 این بازی به قدری محبوب شد که پادشاه انگلیس آن را غیر قانونی خواند ولی مردم هیچ توجهی به آن نکردند و جذابیت این بازی به حدی بود که با توجه به غیر قانونی بودنش به خصوص میان روستاییان بازی می شد و مقامات مسئول در سال 1572 مجبور به تسلیم در مقابل خواسته مردم شدند و فوتبال را قانونی اعلام کردند .

    250 سال بعد طبقه اشراف رفته رفته به این ورزش روی آوردند و از دیدن و بازی کردن فوتبال لذت می بردند و بالاخره به خاطر نفوذی که در طبقه حاکم داشتند و علاقه و تمایلشان به فوتبال باعث شد که تصمیمی برای پیاده کردن یک شیوه کلاسیک در قوانین فوتبال اتخاذ نمایند .

    در دهه 1800 میلادی مدرسه های معروف انگلیس این ورزش را به عنوان تفریح محصلین در برنامه درسی گنجانیدند ولی تمامی مدارس از یک قانون خاص در فوتبال پیروی نمی کردند . هر مدرسه قانون مخصوص به خود داشت . سپس در سال 1823 فوتبال به صورت معمول رسمیت یافت و در سال های 1848 و 1862 فوتبال در سطح انگلستان یکپارچه شد و حتی کتابی به نام ( ساده ترین ورزش ) نوشته شد که مشتمل بر قوانین اصولی فوتبال آن زمان بود .

    در سال 1850 فوتبال به دوردست ترین شهرهای دنیا از قبیل مانیلا در فیلیپین و سایر کشورها رسید .



    --------------------------------------------------------------------------






    تاريخچه فوتبال جهان





    بازي با توپ تاريخچه اي چند هزار ساله دارد و گر چه به درستي معلوم نيست كه نخستين بار ورزش فوتبال در كدامين نقطه از كره زمين متداول شده و چه كساني آن را ابداع كرده اند اما مدارك تاريخي ثابت مي كند كه لگد زدن به توپ يا چيز هاي مدور و گرد در گوشه و كنار گيتي به شكلهاي مختلف رواج داشته است .

    چين :

    نزديك به دو هزار سال پيش يكي از امپراطور هاي چيني به نام امپراطور هوانگ تين كه به تقويت جسم و روح سربازان خود بسيار علاقمند بود بازي جالب و سرگرم كننده اي را ابداع كرد و نظاميان را واداشت كه در اوقات فراغت به آن بپردازند .اين بازي تسو- كوه ناميده شد و ترتيب ان چنين بود كه دو گروه بدون استفاده از دست و فقط با ضربه هاي پا توپ را مي بردند تا از زمين حريف عبور دهند. تسو در زبان چيني به معني لگد زدن و كوه به معني توپ است تو پي كه براي بازي تسو- كوه بكار مي رفت از هشت قطعه چرم به هم دو خته تشكيل مي شد كه درون آن را با پر مرغ يا پشم مي انبا شتند.

    ژاپن:

    در اواخر قرن ششم ميلادي بازي تسو- كوه از چين به ژاپن راه يافت اما شكلي ديگر به خود گرفت. ژاپني ها فوتبال خود را گو ماري نام نها دند و آن را با آداب و تشر يفاتي با شكوه در معبد ها بر گزار كردند و رنگي مذ هبي- عبادي به گو ماري بخشيد ند.

    بيش از هر مسا بقه كو ماري كاهن بزرگ توپ را به دست مي گرفت ودعا هاي مخصو صي بر آن مي خواند. آنگاه توپ به زير پاي باز يكنان دو گروه مي افتد و بازي مدتها ادامه مي يافت.

    در اسپارت هم توپ بازي با پا رواج داشت كه به شكلي بسيار خشن اجرا مي شد و قوانين و مجازات هاي سختي نيز بر آن حاكم بود فوتبال وايكتينگها نوعي توپ چرمي پر از كاه و گاه با جمجمه حيوانات صورت مي گرفت. در نزد اقوام متمدن آزتك بازي با اجسام كروي شكل و لگد زدن به گوي متداول بوده است.

    رم و يونان باستان:

    انواع توپ بازي با پا در يونان و رم باستان به اجرا در مي آمد .تصور بر اين است كه رميها بازي با توپ را از يونانيها ياد گرفته باشند .اما قيصر آگوستوس امپراطور رم فوتبال را در سرباز خانه ها ممنوع اعلام كرد. چرا كه معتقد بود اين بازي براي سربازان و جنگاوران رمي بسيار ملايم و سبك است .فوتبال يونانيها اپيگرو ناميده مي شد و در آن دو تيم در دو طرف يك زمين بزرگ صف آرايي مي كردند و با شروع بازي هر تيم مي كوشيد توپ را از ياران حريف عبور دهدو به آن سر ميدان برساند .

    در ميان روميان بعدها نوعي توپ بازي با پا متداول شد. به نام هارپاستوم به معني( من ميگيرم) بازي هارپاستوم بسيار خشن هيجان انگيز بود به همين جهت سربازان و جنگجويان بيشتر به آن مي پرداختند تا قدرت بدني خود را افزايش دهند. توپ بازي ديگري كه رميها داشتندبا توپي از جنس چرم نرم اجرا مي شد. اين توپ فوليس نام داشت.

    از روي هار پاستوم يونانيها نوعي بازي دسته جمعي پديد آوردند كه اسفروناثيا خوانده مي شد .

    انگلستان:

    وقتي امپراطور رم كلاوديوس اول در سال 43ميلادي انگلستان را فتح كرد سربازان رمي بازي هار پاستوم را در انگلستان رواج دادند.

    اهالي دربي انگلستان ادعا مي كنند كه در سال 217ميلادي توانسته اند يك دسته از سربازان رمي را شكست دهند از آن به بعد به افتخار فراري دادن دشمن هر سال در همان روز جشن با شكوهي مي گرفتندو در اين روز به بازي فوتبال مي پرداختند.

    بازي فوتبال رفته رفته چنان در قلب جوانان انگليسي جاي گرفت كه هر چه زمان مي گذشت گروه بيشتري مايل به بازي و تماشاي آن مي شدندو به اين ترتيب چنان گسترش در اين كشور يافت كه انگلستان تبديل به مهد فوتبال شد.

    قرون وسطي:

    توپ بازي با پا در قرون وسطي در مناطق مختلف اروپا رواج داشت كه چون قوانين يكسان و معيني براي آن موجود نبود به شكلي پر هياهو و بسيار خشونت آميز همراه با مشت و لگد و پشت پا زدن انجام مي شد. به همين دليل حكمرانان محلي و پادشاهان تصميم گر فتند مانع از اجراي آن در شهر ها و روستاها شو ند.

    در فرانسه در قرن چهاردهم ميلادي بازي فوتبال چندين بار از سوي پادشاهان كشور ممنوع اعلام شد.

    پادشاهان انگلستان در قرنهاي 14و 15فوتبال را به عنوان اينكه كاري ناشايست و زيانبار استيك عمل شيطاني دانستند و اعلاميه هاي در ممنوعيت آن انتشار دادند.ممنوعيت فوتبال درانگلستان همچنان در اواخر قرن 18ادامه داشت اما اين قبيل سختگير ها هرگز نتوانست عملا مانع از توپ بازي با پا شود و فوتبال به شكلهاي گوناگون در گوشه و كنار اروپا به ويژه در انگلستان گسترش مي يافت و حتي در مدرسه ها و دانشگا هها اجرا مي شد.

    در سال 1863دانشگاه كمبريج انگلستان بازي فوتبال را رسما پذيرفت و قوانين خاصي براي آن به وجود آورد كه به مقررات كميريج معروف شد.اين قوانين را تيمهاي آزاد هم پذيرفتند و در بازيهاي خود اجرا كردند.

    آغاز تحول:

    در تاريخ 26اكتبر سال 1863نمايندگان هفت باشگاه و دسته آزاد در لندن جمع شدندوفدراسين فوتبال انگلستان را تاسيس كردند. از اين پس با مسابقات منظمي كه در ميان تيمها برگزار مي شد شمار طرفداران فوتبال نيز در انگلستان رو به فزوني مي نهاد و از طرف ديگر انگليسها به هر نقطه از جهان كه قدم مي نهادند بازي فوتبال را معرفي و منتشر مي كردند. در اواخر قرن نوزدهم فوتبال به قدري توسعه يافته بود كه در بسياري از كشورهاي اروپاي و برخي از كشورهاي آمريكاي لاتين مسابقات فوتبال به صورتي منظم جريان داشت. در سال 1904 فدراسيون بين المللي فوتبال {فيفا}با مشاركت هفت كشور فرانسه هلند بلژيك سوئيس اسپانيا دانمارك و سوئد تاسيس شد. انگلستان در ابتدا از پيوستن به اين هفت كشور خوداري كرد اما سر انجام در سال 1946به آنها پيوست.

    در سال 1908همزمان با برگزاري چهارمين دوره بازيهاي المپيك فوتبال در برنامه المپيادها قرار گرفت و از سال 1930مسابقات جام جهاني فوتبال راه اندازي شد. در حال حاضر 165كشور جهان عضو فيفا هستند و فوتبال بي ترديد ورزش اول دنيا محسوب مي شود چرا كه فوتبال تركيب كاملي است از فن مهارت قدرت و كوشش جمعي يك تيم.

    كشورهاي صاحب فوتبال جهان عبارتند از :برزيل انگلستان آلمان آرژانتين ايتاليا فرانسه هلند اسپانيا بلژيك و اروگوئه.

    از ميان بهترين بازيكنان تاريخ فوتبال نيز مي توان به اين اسامي اشاره كرد:

    په له {برزيل}اوزه بيو{پرتقال}كرايف {هلند}ياشين{شوروي}بكن بائر {آلمان}مارادونا{آرژانتين}و پلاتيني{فرانسه}پيدايش فوتبال در ايران

    ورزش و بازيهاي نوين مانند فوتبال كه بازيهاي اروپايي خوانده مي شود در بيست سال پاياني قرن سيزدهم هجري شمسي حدود سالهاي {1280-1300}توسط اروپايها بويژه انگلستان در ايران رواج يافتند. اصطلاح فوتبال را دانشجويان اعزامي به اروپا وارد زبان فارسي كردند.

    اولين بار فوتبال توسط انگليسيها مقيم ايران در تهران و ملوانان خارجي در بنادر كشور به راه انداخته شد در سال 1907{1286}هجري شمسي وزير مختار انگليس در ايران به منظور ايجاد حس رقابت در بازيكنانو جنبه رسمي دادن به بازيها يك جام {كاپ}براي فوتبال تهيه كرد و اولين دوره رسمي مسابقه فوتبال در همان سال انجام شد.در بازيهاي تيمهاي انگليسي هيچ ايراني شركت نداشت. كريم زندي اولين ايراني بود كه در سالهاي1287تادر 1295در آن تيمها بازي كرد .

    طي سال 1299ه.ش فوتبال به صورتي پراكنده و كاملا ابتدايي در زمين هاي حاشيه تهران بازي مي شد.در سال 1300انجمن ترقي و ترويج فوتبال در تهران تاسيس شد و برگزاري مسابقات فوتبال را بر عهده گرفت. اولين بار مدرسه آمريكايي البرز فعلي آموزش فوتبال را به دانش آموزان آغاز كرد.

    در سال 1308اولين مسابقه خارجي فوتبال با تيم باد كوبه {شوروي}در تهران برگزار شد كه در آن شكست خورد.سال 1312را به حق مي توان {سال پيشرفت تشكيلات ورزش}در مدارس و فوتبال در ايران دانست.

    در سال1313{انجمن ملي تربيت بدني و پيشاهنگي}تشكيل شد تا متصدي اداره امور تربيت بدني و ورزش در خارج از مدارس باشد.

    تعداد تيمها در سال 1315و 367تيم در 29استان و شهرستان بود كه در مقايسه با سال 1314كه 152تيم فوتبال وجود داشت قابل توجه مي باشد.

    در سال 1316حسين صد قياني پس از بازگشت از اروپا به ايران مسئول آموزشو گسترش فوتبال شد از كارهاي صد قياني تشكيل تيم ملي و اعزام آن به افغانستان بود.سال 1318 را ميتوان يكي از نقاط عطف ورزشي بويژه فوتبال در ايران دانست.

    ورزشگاه امجديه در اين سال تكميل شد و به شكلي در آمد كه امروز وجود دارد.در 12اسفند سال 1325نخستين فدراسيون فوتبال ايران به وجود آمد و سال بعد در 30دي ماه1326اين فدراسيون به عضويت فيفا پذيرفته شد.

    تيم ملي ايران از ابتدا تا سال 1326:

    دوره اول:1314-1305

    اولين تيم ملي فوتبال ايران در سال 1305به سرپرستي مير مهدي ورزنده براي سفر به باد كوبه {شوروي}تشكيل شدو براي انجام چند مسابقه به آذر بايجان شوروي سفر كرد. از بازيكنان اين تيم كه در حقيقت ستارگان فوتبال ايران در سالهاي 1305تا1314بودند مي توان از خان سردار پل هراند شكوه رضا كلانتري حسين سردار احمد سردار حسين صد قياني علي امير اصلاني {معروف به گيوه اي}حسن مفتاح و رضا هدايتي نام برد.

    دوره دوم :1320-1314

    دوره دوم تشكيل تيم ملي فوتبال از سال 1314با اشغال نظامي ايران توسط ارتشهاي متفقين پايان يافت.در اين دوره تيم ملي ايران دومين سفر خارجي خود را به افغانستان انجام داد. اين تيم به سر پرستي حسين صد قياني از بازيكنان باشگاههاي معروف تهران همچون طوفان تدين نيك نام و تهران تشكيل شد. مهمترين اين بازيكنان عبارت بودند از :

    مصطفي بهار مست اكبر حيدري عبدالله كوهستاني احمد خطيبي محمد بلور فروشان گلبو ناصر انشا حسن گوشه جعفر اخوان گيلانشاه و عباس فرزانگان.

    دورهسوم:1330-1321

    از سال 1321مقارن با اشغال ايران فوتبال شكل تازهاي به خود گرفت.در اين دوره تيم ملي ايران در مسابقه اي با تيم ارتش انگلستان كه از بازيكنان ملي پوش به نامهاي (منين،ميگر،بيك)استفاده ميكرد در امجديه مسابقه داد كه جهت تماشاي آن براي اولين بار بطور رسمي بليط فروخته شده .

    بازيكنان تيم ايران در اين دوره كه توسط حسين صدقياني سرپرستي مي شدند عبارتند از : مين باشيان،حاجيان، عباس غريب،عزيز فرزانگان، ملك شاهي ،عباس تنيده گرو... كه سرپرستي تيم ملي ايران را در سه دوره گذشته بعهده داشت درباره تيم ملي ايران در دوره سوم گفته است:به عقده من در اين دوران تيم ملي ايران از نظر بنيه و قدرت در تاريخ فوتبال ايران بينظير بود

    در سالهاي 1327تا مسابقات فوتبال جام جهاني 1998فرانسه (1377)فوتبال ايران فراز و نشيب بسياري را پشت سر گذاشته است مسابقات سراسري {ليگ}در اين دوران آغاز شد و از دهه 1350با عنوان جام تخت جمشيد با نظم و انسجام تداوم يافت. با آغاز جام ملتهاي آسيا تيم ملي فوتبال ايران در اين مسابقه شركت كرد و در سالهاي 1345تا1355در اوج فوتبال آسيا قرار و دوران طلا يي خود را آغاز كرد.تيم ايران در مسابقات مقدماتي جام جهاني 1978شركت كرد و براي اولين بار به اين دوره از مسابقات راه يافت.

    با پيروزي انقلاب اسلامي فوتبال ايران حدود يك دهه در اثر مشكلات ناشي از جنگ دچار ركود نسبي شد اما با پايان جنگ و آغاز عصر سازندگي فوتبال ايران بار ديگر سير صعودي خود را آغاز كرد و توانست در جام جهاني 1998 فرانسه شايسته ترين نماينده قاره آسيا باشد.

    سیر تکوینی فوتبال

    از قرنهای اولیه پس از میلاد تا قرن هجدهم میلادی، ورزش فوتبال به شکل قانونی و غیرقانونی به اشکال مختلفی در کشورهای گوناگون انجام گرفت. بازی دسته جمعی با توپ، هرچند در دوره هایی توأم با خشونت بود و گاه به تعطیلی آن در برخی کشورها انجامید؛ ولی علاقه مردم به آن کم نگردید. در سالهای 1130 تا 1180، بازی فوتبال با نام «لاسول» در فرانسه رایج شد و در میان شاهان فرانسه، لوئی هفتم که از 1140 تا 1173 فرمانروایی نمود؛ به گسترش این ورزش همت گمارد. او جوانان بسیاری را به این ورزش تشویق نمود و تیمهای فراوانی را بوجود آورد. در طی سالیان پس از آن، این بازی خشن که گاهی با مرگ بازیکنان هم همراه بود، توسط بریتانیایی ها شامل قوانین و مقرراتی گردید. در حقیقت، منشاء فوتبال امروزی، مناطقی از بریتانیا بوده است که برای این بازی قوانینی وضع نمودند و تلاش کردند ضمن کاستن خشونت از آن، جاذبه های آن را افزایش دهند.
    در سال 1681، در لندن بازی فوتبال با قوانین و مقررات خاصی دنبال می شد و حتی مسابقاتی هم در حضور پادشاه انگلستان برگزار گردید. تا سال 1832، بازی یی که به عنوان فوتبال در سراسر انگلستان رواج داشت، هیچ محدودیتی در استفاده از سر و پا و دست برای آن در نظر گرفته نشده بود و بیشتر شبیه راگبی امروزی بود. اما از این سال به بعد، فوتبال به سمت جدایی از راگبی پیش رفت و درنهایت در سال1841، مقرر گردید که فوتبال بازی یی با پا و راگبی با دست و پا باشد. در نیمه دوم سال 1846، شاگردان سابق مدرسه «شرزبوری واتون» که دانشجویان دانشگاه کمبریج شده بودند، نخستین باشگاه فوتبال را تأسیس کردند و دو سال بعد، نخستین قوانین فوتبال را با همکاری سایر تیمهای دانشگاهی بنیان نهادند.
    درسال 1862، باشگاه فاتس کانتی در شهر ناتینگهام تأسیس شد که به عنوان قدیمی ترین باشگاه فوتبال در لیگ باشگاههای انگلیس، هنوز هم حضور دارد و امروزه با نام «ناتینگهام فارست» شناخته می شود.
    جام انگلیس (FACup)، قدیمی ترین مسابقات فوتبال جهان است که در سال 1871 پایه ریزی شده است. در روز بیستم جولای 1871، هفت عضو اتحادیه فوتبال انگلیس به دفتر مجله « اسپورت من» وارد شدند که یک هفته نامه ورزشی بود و به دبیرآن پیشنهاد نمودند تا اعلامیه مسابقات فوتبال میان باشگاههای لندن را منتشر کند و مسئولیت آن را برعهده گیرد. براساس این اعلامیه، هر تیمی با یک شکست حذف می شد و هر تیمی که خواهان شرکت بود، باید «یک گنی» (واحد پول انگلستان در آن زمان که اندکی بیشتر از یک پوند بود) می پرداخت. این مسابقات به سرعت شکل گرفت و فاتح آن، تیم فوتبال واندرز لندن بود که با نتیجه یک بر صفر، تیم سلطنتی مهندسان را شکست داد.
    نخستین مسابقه بین المللی فوتبال، در روز شنبه 30 نوامبر 1872 بین دو تیم انگلیس و اسکاتلند در گلاسکو برگزار شد که با نتیجه بدون گل به پایان رسید.



    منابع

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]


  17. 2 کاربر از پست مفید AlexDelpiero تشکر کرده اند .


  18. #10
    عضو Derby

    تاریخ عضویت
    Dec 2010
    محل سکونت
    تهران
    پست مورد علاقه
    هافبک
    مربی مورد علاقه
    مارچلو لیپی
    بازیکن محبوب
    (ندود)
    اسم واقعی شما
    پوریا
    Juventus
    نوشته ها
    209
    تشکر ها
    668
    تشکر شده 1,595 در 322 پست

    Lightbulb چگونه آلمانها سهمیه لیگ قهرمانها را از ایتالیا دزدیدند؟

    ادینسون کاوانی (Edinson Cavani)، هفته گذشته با گلزنی در وقت های تلف شده، پیروزی دراماتیک ناپولی را در برابر استوا بخارست رقم زد تا ناپولی به عنوان تنها تیم ایتالیایی به مرحله حذفی لیگ اروپا صعود کرده و علاقه ایتالیایی ها نسبت به لیگ اروپا را حفظ کند.

    اما این پیروزی برای نگه داشتن سهمیه چهارم ایتالیا در لیگ قهرمانان اروپا کافی نخواهد بود. از فصل 2012/13، این امتیاز به بوندسلیگای آلمان داده خواهد شد و ایتالیا تنها سه نماینده در لیگ قهرمانان اروپا خواهد داشت که یکی از آن ها باید در مرحله مقدماتی نیز شرکت کند.


    دلیلی که ما [ایتالیا] را در این وضعیت قرار داده است، فرمول ضریب (Coefficient) مزخرف یوفا است که امتیازهای تیم های لیگ اروپا / جام یوفا و لیگ قهرمانان اروپا را به یک میزان تعیین کرده است. در پنج سال اخیر که امتیازها مورد شمارش قرار گرفته اند (سهمیه هر فصل با توجه به رتبه لیگ و رتبه لیگ با میانگین گبری امتیاز پنج فصل گذشته تیم های آن کشور در رقابت های اروپایی محاسبه می شود)، آلمان در رقابت های لیگ اروپا بهتر از ایتالیا عمل کرده است.


    2006/07: فقط یک تیم ایتالیایی به مرحله شانزده رسید. دو تیم آلمانی به مرحله هشت و یک تیم به مرحله نیمه نهایی رسید.

    2007/08: یک تیم ایتالیایی به مرحله نیمه نهایی رسید. چهار تیم آلمانی به مرحله شانزده و یک تیم به مرحله نیمه نهایی رسید.

    2008/09: یک تیم ایتالیایی به یک چهارم نهایی رسید. دو تیم آلمانی به نیمه نهایی و یک تیم به فینال رسید.

    2009/10: یک تیم ایتالیایی به مرحله شانزده رسید. دو تیم آلمانی به مرحله هشت و یک تیم به نیمه نهایی رسید.

    2010/11: یک تیم ایتالیایی به مرحله سی و دو رسید. دو تیم آلمانی به مرحله سی و دو رسیدند.

    برخی از هواداران وفادار بوندسلیگا (اشاره به Clark Whitney، نویسنده سایت گل) با استناد به داده های فوق، ادعا می کنند که لیگشان قدرتمندتر است. ولی اگر بخواهیم صادق باشیم، این آمار نشان دهنده حقارتِ سری آ برای تورنمنتی است که فاقد از هرگونه برتری و اعتبار است و چیزی جز حواس پرتی آزاردهنده و وقت تلف کردن را به همراه ندارد.

    تمام کسانی که در طول یک دهه گذشته (از زمانی که یوفا با گسترش لیگ قهرمانان تورنومنت را نابود کرد) بازی های تیم های سری آ را در رقابت های جام یوفا / لیگ اروپا دنبال کرده باشد، می دانند که حتی وقتی باشگاه ها با تیم ذخیره خود به میدان می روند، بازیکنان در زمین قدم می زنند گویا که در اردویِ تدرکاتیِ تابستانی بازی می کنند.

    هواداران بوندسلیگا ادعا می کنند که مشکل ایتالیا، جدی نگرفتن لیگ اروپا است. ولی چرا ایتالیا باید سیستمی را که به آشکارا ناقص است، جدی بگیرد؟ بهترین راه برای پیشرفت در محل کار چاپلوسی برای رئیس است! اما این دلیل نمی شود که همه این کار را انجام دهند. اگر سیستم اشتباه است، باید تغییر کند.

    جوایز مالی لیگ اروپا که شامل جوایز نقدی، اسپانسرها، فروش بلیط و حق پخش تلویزیونی می شود، چنان کم است که باشگاه ها، استراحت بازیکنان و تمرکز بر روی بازی های داخلیِ آخر هفته را ترجیح می دهند. پیروزی در مرحله گروهی تنها صد هزار یورو برای باشگاه به ارمغان می آورد. آتلتیکو مادرید سال گذشته، با قهرمانی در لیگ اروپا تنها شش میلیون یورو کسب کرد.

    هیچ گاه یک باشگاه خطر سقوط به دسته یک، که با اوضاع اقتصادی امروزه باعث نابودی باشگاه می شود را نمی پذیرد. ساندرلند با سیزدهم شدن در لیگ برتر انگلیس، پاداش مالی بیشتری نسبت به آتلتیکو مادرید، قهرمان لیگ اروپا دریافت کرد. در فصل 2004/05 که پارما در حال جبرانِ بحرانِ اقتصادی اش بود، با استفاده از تیم جوانان به مرحله نیمه نهایی جام یوفا رسید. آن ها از تیم جوانان استفاده کردند، چون در خطر سقوط بودند. سقوطی که می توانست باعث نابودی آن ها شود.

    تیم هایی هم هستند که برای صعود به لیگ قهرمانان اروپا رقابت می کنند. آیا ناپولی ترجیح می دهد که قهرمان لیگ اروپا شود یا اینکه سری آ را در رده چهارم به پایان برساند و به لیگ قهرمانان اروپا صعود کند؟ حتی نیازی به پاسخگویی با این سوال نیست. پاداش های مالی [صعود به لیگ قهرمانان اروپا] نجومی هستند. 2.1 میلیون یورو برای تیمی که به مرحله پی آف صعود کند. 3.9 میلیون یورو پاداش رسیدن به مرحله گروهی است. 0.55 میلیون یورو برای هر بازی در مرحله گروهی، 0.8 میلیون یورو برای هر برد و 0.4 میلیون یورو برای هر مساوی. پاداش های هر بازی در مرحله یک هشتم 3 میلیون یورو، مرحله یک چهارم 3.3 میلیون یورو و مرحله نیمه نهایی 4.2 میلیون یورو است. پاداش تیم نائب قهرمان 5.2 میلیون یورو و تیم قهرمان 9 میلیون یورو می باشد.

    نکته فوق، تقسیم ضریب ها (Coefficient) به صورت مساوی بین لیگ قهرمانان اروپا و لیگ اروپا را ناعالانه تر از قبل جلوه می دهد: شاختار، قهرمانی آخرین جام یوفا را با پیروزی بر تیم هایی چون زسکا موسکو، مارسی، دیناموکیف و وردربرمن به دست آورد. این در حالی است که بارسلونا، قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا را با پیروزی بر لیون، بایرن مونیخ، چلسی و منچستریونایتد به دست آورد. اما امتیازهایی که شاختار برای اوکراین به دست آورد، بیش از امتیازهایی بود که بارسلونا برای اسپانیا کسب کرد.

    لیگ قهرمانان اروپا و لیگ اروپا باید در تعیین تیم های صعودکننده از ایتالیا و آلمان به صورت جداگانه بررسی شوند. شما اگر به آمار این دو لیگ در یک، سه، پنج، ده، پانزده، بیست یا سی سال اخیر نگاه کنید متوجه خواهید شد که عملکرد بوندسلیگا به شکل خجالت آوری ضعیف تر از ایتالیا بوده است.

    2006/07: یک تیم آلمانی، بایرن مونیخ، از مرحله گروهی صعود کرد. اف سی هالیوود آن فصل در مرحله یک چهارم نهایی از آ.ث میلان شکست خورد. سه تیم ایتالیایی به مرحله یک هشتم نهایی رسیدند که یکی از آن ها (آ.ث میلان) قهرمان آن دوره از رقابت ها شد.

    2007/08: یک تیم آلمانی، شالکه، از مرحله گروهی صعود کرد. شالکه در مرحله یک چهارم نهایی در برابر بارسلونا مغلوب شد. سه تیم ایتالیایی به مرحله یک هشتم رسیدند و یکی از آن ها به مرحله یک چهارم نهایی راه یافت.

    2008/09: یک تیم آلمانی، بایرن مونیخ، از مرحله گروهی صعود کرد. بایرن مونیخ در مرحله یک چهارم نهایی از بارسلونا شکست خورد. سه تیم ایتالیایی به یک هشتم صعود کردند و هر سه حذف شدند.

    2009/10: دو تیم آلمانی به مرحله یک هشتم رسیدند که یکی از آنها حذف شد. بایرن مونیخ به فینال رسید که توسط یک تیم ایتالیایی شکست خورد. سه تیم ایتالیایی به مرحله یک هشتم رسیدند که یکی از آن ها ، اینترمیلان ، قهرمان شد.

    2010/11: دو تیم آلمانی و سه تیم ایتالیایی به مرحله یک هشتم نهایی رسیدند.

    در هشت سال اخیر، تنها یک تیم آلمانی توانسته است از مرحله یک چهارم نهایی بگذرد. در طول سه سال از این هشت سال، هیچ تیم آلمانی موفق نشد حتی به مرحله یک هشتم نهایی صعود کند. تنها پنج بار در این هشت سال تیم های آلمانی موفق به صعود به یک چهارم نهایی شده اند که چهار بار آن بایرن مونیخ بوده است (چه آمار قدرتمندانه ای!).

    حال این داده ها را با آمار ایتالیا در طول همان دوران مقایسه کنید. با وجود بحران کالچوپولی سال 2006، تیم های سری آ سه بار قهرمان لیگ قهرمانان شده اند، پنج تیم فینالیست، هفت صعودکننده به مرحله نیمه نهایی و چهارده صعود کننده به مرحله یک چهارم نهایی داشته است.

    برتری ایتالیا بر آلمانی ها:

    5: تعداد دفعات صعود تیم های آلمانی به یک چهارم نهایی طی هشت سال اخیر

    14: تعداد دفعات صعود تیم های ایتالیایی به یک چهارم نهایی طی هشت سال اخیر

    9: تعداد سال هایی که طی آن، آلمان موفق به کسب لیگ قهرمانان نشده است

    2: تعداد قهرمانی های ایتالیا در لیگ قهرمانان اروپا طی چهار سال اخیر

    1: تعداد فینالیست های آلمانی طی هشت سال اخیر

    5: تعداد فینالیست های ایتالیایی در پنج سال اخیر

    بحث را با آمار تاریخی به پایان می رسانیم. در 34 سال اخیر، آلمان موفق به کسب سه قهرمانی و ایتالیا موفق به کسب هشت قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا / جام قهرمانی اروپا شده است. در 34 سال اخیر، ایتالیا در 17 فینال حضور داشته است. دقیقاً نصف فینال های برگزار شده. نسبتی که با نسبت چهار سال اخیر نیز برابر است و هر دو بار، قهرمانی ایتالیا را در بر داشته است. این رکورد، برتر از تمام لیگ های اروپایی که شامل اسپانیا و انگلیس نیز می شوند، می باشد.

    منتها هنوز احمق هایی در یوفا حضور دارند که بدون شک حتی یک شوت نیز در عمرشان نزده اند. آن ها سعی دارند به ما بفهمانند که نتایج بازی هایی چون اشتوتگارت و اودنسه یا سامپدوریا و دبرسن در قضاوت اینکه ایتالیا مستحق سه یا چهار سهمیه در لیگ قهرمانان اروپا است، اهمیت بیشتری دارد.




    ========================

    مـقــالات ترجـــمه شده فـوتیــران

    نویسنده: Carlo Garganese، گل

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]




  19. 2 کاربر از پست مفید پوریا صبور تشکر کرده اند .


صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
تغییر پس زمینه